شماره مقاله: 190

مسیر:
صفحه اول > روزگرد

لینک مستقیم:
http://zhila.eu.com /spip.php?article190



بنا به لیسانس CC، برخی از حقوق برای سایت نوشته‌های ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.

نقل مطلب تنها توسط ذکر نام و لینک به سایت مجاز است.

http://zhila.eu.com

یادش بخیر

چهار شنبه16 اردیبهشت 1388


چقدر عطر خاک باران خورده را دوست دارم .باران تندی در تهران می بارد و من از همین جا که پشت کامپیوتر نشسته ام از پشت شیشه اتافم می توانم قطره های تند باران را ببینم که پنجره را می شوید ، درخت ها را می شوید و زمین را پاک می کند. برای من که درکنار سواحل دریای خزر متولد شده ام این باران مرا با خود به سرزمین سبز گیلان می برد که همه تابستان ها و گاه بهارهای کودکی و نوجوانی ام در آنجا گذشت .چقدر لذتبخش بود وقتی روی ایوان خانه زیبای مادربزرگم می نشستم و بارش تند باران را نگاه می کردم و بوی خاک باران خورده را با تمام وجود توی ریه هایم می دادم و به گل ها و درخت هایی نگاه می کردم که زیر باران هرلحظه درخشش شان بیشتر می شد.گل هاو درخت هایی که مادربزرگ مهربان و پیرم با حوصله زیاد در گوشه گوشه حیاط بزرگ خانه اش کاشته بود.یادش بخیر