شماره مقاله: 344

مسیر:
صفحه اول > روزگرد

لینک مستقیم:
http://zhila.eu.com /spip.php?article344



بنا به لیسانس CC، برخی از حقوق برای سایت نوشته‌های ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.

نقل مطلب تنها توسط ذکر نام و لینک به سایت مجاز است.

http://zhila.eu.com

پیام نوروزی یک دوست و روزنامه نگار افغانستانی

يكشنبه7 فروردین 1390


صدیق الله توحیدی، روزنامه نگار و مسئول نهاد غیردولتی دیده بان رسانه ها در افغانستان از دوستان خوب من و بهمن است، در چند سفری که به تهران داشت به اتفاق بهمن با او به پارک جمشیدیه رفتیم.در این مدت که بهمن در زندان است همواره با پیام هایش موجب دلگرمی بوده

به مناسبت سال نو نیز پیامی برای من و ترانه (خواهرم) فرستاده که با اجازه خودش شما را در خواندن آن سهیم می کنم .

سلامی به بزرگی البرز و هندوکش خدمت بانوان گرامی ژیلاجان و ترانه جان

خداکند روزهای اول سال را با صبر و استقامت آغاز کرده باشید.من خوب هستم واز ناحیه اقای احمدی امویی بسیار متاسف ونگران هستم وهمیشه آن جوان برومند و آن روزنامه نگار در بند در خاطرم هست وگاهی هم فراموشم نمی شود. بسیار ارزو می کنم تا عمر باقی باشد و فرصت مساعد که شما دو زوج مقاوم را باردیگر در کنارهم در پارک جمشیدی ملاقات کنم . خاطره آن شب فراموش ناشدنی است. اقای احمدی امویی سرو بلند قامتی است که نمیشود انرا در سلول های انفرادی نگهداشت .من برای همه عزیزان در بند متاسف هستم اما مطمینم که دیر یا زود عشق ومحبت بر دشمنی و خصومت چیره شدنی است و حق همیشه پیروز است .شاید چشمان ژیلا و ژیلاها بسیار بگرید و جوانان سلحشوری چون بهمن در بند ها بیافتند اما پیروزی بلاخره از کناره های افق تاریک طالع خواهد شد و همانند مبارک ها وبن علی ها شیادان و طاغوتان وفراعنه سرنگون خواهد شد.

دلم برای تان تنگ شده است اما دیگر نمی خواهم شما را در حالی ملاقات کنم که اندوه در نگاه های تان خوانده شود و غم برفراز ایران زمین چیره باشد...من منتظرم که اهریمن توسط اهورا مزدا شکست بخورد و انگاه در نخستین روزها اگر زنده بودم به دیدار تان خواهم شتافت.

توحیدی