چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند

دو شنبه 29 سپتامبر 2008


چند هفته پیش من و تعدادی از همکارانم در روزنامه سرمایه برای همیشه این روزنامه را ترک کردیم.سه نفر از گروه اجتماعی و چهارنفر از گروه اقتصادی.دلایل برای هرکس مختلف و متفاوت بود اما فصل هایی مشترک داشت:نبود امنیت روانی و اقتصادی ،مشکلات متعدد صنفی ،مدیریت غیرشفاف و ...البته برای من و دوستانم بطور ویژه این یکی را هم اضافه کنید:حاکمیت قدرت مردسالارانه...هرچند که مختص به سرمایه و یا روزنامه ها نیست.حاکمیت مردانه در اغلب فضاهای کاری و اجتماعی ایران خیلی آزار دهنده است.شرحش بماند برای وقتی دیگر

خانم مفیدی دبیرانجمن صنفی روزنامه نگاران به من گفت :" شنیدم که روزنامه را ترک کردید اما جزئیات را نمی دانم.دوست دارم جزئیات را بدانم."

برایش نوشتم :بدری عزیز !جرئیات چه اهمیتی دارد؟ مصیبت های ما روزنامه نگاران تبدیل به داستان کهنه ای شده است که تقریبا همیشه یکجور است .فقط جزئیاتش با هم فرق می کند."

برای دوست دیگری هم که معمولا ما را توصیه به درک مشکلات کارفرماها و مدیران اصلاح طلب مان می کند ،نوشتم:

"حتما مثل همیشه من و دوستانم مقصریم و نه مدیران و کارفرماهای اصلاح طلب روزنامه های اصلاح طلب!راستش این داستان خیلی قدیمی شده است .عاقبت ما متهم هستیم و حتی مجرم .چون بلد نیستیم با دیگران کار کنیم!.چه اهمیتی دارد که ما از چه رنج می کشیم؟چون درک نمی کنیم که این سردبیران و کارفرماهای فداکار مطبوعات در چه شرایط سختی چراغ مطبوعات را روشن نگه می دارند!؟راستی سهم ما روزنامه نگاران در این روزنامه هایی که آن مدیران فداکار منتشر می کنند ، چیست؟راستی چه کسی قرار است ما را درک کند؟"

شاید روزی بیشتر در باره مشکلاتم در سرمایه نوشتم.فعلا شما را به خواندن بخش هایی از مطالب همکارانم دعوت می کنم.

فریده غائب در گفت و گو با رادیو زمانه :

"از وقتی که تغییر و تحولاتی در روزنامه‌ی سرمایه رخ داد و مدیریت آن به آقای خدابخش واگذار شد، وضعیت روزنامه روز به روز بدتر شد. ابتدا مشکل دریافت حقوق داشتیم. اول حقوق‌ها یک ماه و نیم یک بار پرداخت می‌شد. بعد از مدتی، دو ماه یک بار و هم‌اکنون هم هر سه ماه یک بار پرداخت می‌شود.متأسفانه شرایط روزنامه‌نگاری در ایران آن‌قدر بد شده که روزنامه‌نگاری که خودش منتقد شرایط است، حتی نمی‌تواند از حق خودش دفاع کند. نه انجمنی و نه صنفی هست که بخواهد از آنان حمایت کند و وقتی به کارفرما اعتراض می‌کند که این چه وضعی است، پاسخ می‌شنود «همین است ‌که هست.»ما شش نفر بودیم؛ برای‌مان چهارتا صندلی گذاشته بودند. دو تا صندلی نداشتیم! دو نفر از ما همیشه مجبور بود در آشپزخانه بنشیند و گزارش بنویسد. وقتی هم که اعتراض می‌کردیم، می‌گفتند: «خب، می‌اندازیم‌تان بیرون.» یعنی به خاطر دو تا صندلی می‌خواستند نیرو کم کنند این یک بُعد صنفی علت استعفای ما بود. یک بعد مهم‌تر و پررنگ‌تر آن، این بود که ما تنها روزنامه‌ای در ایران بودیم که سه صفحه در هفته صفحه‌ زنان داشتیم و مطالب و مسایل مربوط به حوزه‌ زنان را که به ویژه در سال‌های اخیر خیلی پررنگ شده، خیلی خوب پوشش دادیم. اما در پشت این صفحه‌ای که منتشر می‌شد هزاران جنگ، چالش، بحث و دعوا وجود داشت. در جایی مثل یک روزنامه که ادعای روشنفکری دارد، هنوز ساختار و نگاه، مردسالارانه است...."

آیدین فرنگی ،در نامه ای خطاب به انجمن صنفی روزنامه نگاران نوشته است :

"آيا به نظر شما درست است ناشری با استفاده از مطالب نويسندگان چندين ماه اقدام به نشر روزنامه كند و سرانجام اعلام كند حاضر به پرداخت حق‌التحرير نيست؟ شما به خوبی می‌دانيد بدون نويسندگان بنای هيچ روزنامه‌ای شكل نمی‌گيرد. اكنون ما با تضييع كامل حقوق نويسندگانی مواجهيم كه چندين ماه باعث نشر يك روزنامه شده‌اند و اكنون به نقل از از ناشر می‌شنوند: «ما در ازای چاپ مطلب فقط می‌توانيم اسم نويسنده‌ها را كنار مطالب‌شان چاپ كنيم.»

و این هم بخشی از مطلب بهمن با عنوان چه کسی مدعی روزنامه نگاران است:

"سرمایه گذاران روزنامه های اصلاح طلب با استفاده از رانت روزنامه و نشریات و ارتباطاتی که برقرار کرده اند ، هر روز به دارایی های خود اضافه می کنند ، در حوزه ساخت وساز فعالند و برای پیشبرد کار خود خبرنگاران را وادار به کار غیر حرفه ای و انتشار آگهی به جای خبر ، می کنند . به قول یکی از همکاران روزنامه نگار: "آقایان(کارفرماهای روزنامه های اصلاح طلب ) از رانت دولتی برخوردار نیستند، ولی در هر حال به واسطه نزدیکی‏شان با سیستم دولتی و نظام، حقوق و مطالبات بچه‏ها را به شکل قانونی رعایت نمی‏کنند."

ترانه هم در باره استعفایش از روزنامه اینطور نوشته :

" دوره ای بود پر از غم و شادی که گذشته و پرونده اش برام بسته شده اما درباره چیزهائی که این اواخر در اونجا ناراحتم می کرد و موجب استعفام شد یک روزی می نویسم چیزهائی مثل بی عدالتی و دروغ و دوروئی که بر این روزنامه سایه انداخته بود و با دور شدن ازشون احساس شادمانی می کنم. "





15 پيامهاى سخنگاه

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 30 سپتامبر 2008 02:41, بوسيله ى علی ودایع

    سلام،نماز و روزه هایتان مقبول درگاه حق تعالی اولین درسی که در دنیای مطبوعات گرفتم این بود که اربابان جراید جملگی در فکر چپاول نویسندگان و مطبوعه چی ها هستند. فارق از جبهه بندی چپ و راست! اوضاع بر وفق مراد...است! افت یا تغییر رویه مطالب روزنامه سرمایه برایمان ملموس بود و شنیده بودیم...

    در سايت ببينيد : سیاست پیشه

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 2 اكتبر 2008 22:22, بوسيله ى فرزاد حسنی

    ژیلا جان سلام خیلی متاسفم شدم از خوندن این مطلبت . مایه تاسف است کاش یکی از این روزنامه نگاران خسته از این حوادث سالهای اخیر روزنامه نگاری را واقعا ترک کند - با دوره های 28 روزه ترک - بنشیند خانه و تاریخچه روزنامه نگاری ده سال اخیرمان را دقیق و کامل بنویسد تا آیندگان بدانند که چه بر سر روزنامه نگاران آمده و چه ها دیدند و شنیدند و روزگار را چگونه گذراندند

    در سايت ببينيد : متاسفم

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 3 اكتبر 2008 01:16, بوسيله ى زهره

    ژیلای عزیز حالا چی می‌شه. دلمون خوش بود که روزنامه‌نگارامون از خودمونن و درد مردمو می‌گن. می‌دونستیم برای بیان حقایق به سختی دارید تلاش می‌کنید و پولی هم براتون نداره. اما دلمون خوش بود که اخبار درست می‌خونیم. حالا دلمون به چی خوش باشه و چطوری می‌تونیم ما هم از شما جانبداری کنیم؟ فقط نوشتن؟ چه روزگاری شده ها...

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 4 اكتبر 2008 07:54, بوسيله ى م.ل

    خانم روزنامه نگار! من هم با شما همدردم. نمیتوانم اسمم را بگویم چون نانم فعلا در دست همین آقای خدابخش و آن شریک بساز بفروشش آقای مظاهری است. حرفت کاملا درست است. این [... ]که به کلی با فرهنگ بیگانه اند فقط به اعتبار اینکه پول داشته اند آمده اند و از بر سر مطبوعات اصلاح طلب سیطره زده اند و هر روز هم با استثمار روزنامه نگاران دامنه کارشان را توسعه میدهند.من در روزنامه های آن طرفی هم کار کرده ام و دیده ام که اگر چه از نظر فکری ما را سانسور میکنند ولی لااقل حق و حقوق همکارانشان را میدهند.

    پاسخ به اين پيام

  • خاک بر سر [...] که در اینجانشسته و مدام هم خدابخش را توجیه می کنند مدام می گویند بدبخت گناه دارد اگهی نمی گیرد غافل از انکه ایشان چاپخانه می خرد وپول روی پول می گذارد .من چاره ندارم مانده ام اینجا. اما توجیه[ ... ] این اقا را نمی فهمم

    پاسخ به اين پيام

    • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 4 اكتبر 2008 08:18, بوسيله ى ژیلا

      از انتشار توهین به اشخاص معذورم.به همین دلیل بخشی هایی از پیام شما را درکروشه و به صورت نقطه چین منتشر کرده ام.پوزش من را به خاطر حذف برخی از کلمات تان بپذیرید.پیام های انتقاد آمیز باادبیات بهداشتی تر را حتما منتشر می کنم.

      پاسخ به اين پيام

  • این اعتراض جمعی از ایرانیان به جعل مدرک توسط وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور و تسامح و سکوت بیشرمانهء مسئولین کشور در این مورد است.در داخل کشورمان کسی این پیامها را منتشر نمیکند.شما کمک کنید.

    بسمه تعالی مقام معظم رهبری سلام علیکم بعنوان یک مسلمان ایرانی و با توجه به سستیها و قصور شدید قوهء قضائیه و مجلس در مورد تخلفات صریح آقای علی کردان که با ارائه و سوء استفاده از مدرک مجعول در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس و دکترا سالهای سال از بیت المال مسلمین کلاهیرداری کرده است و بیشرمانه دروغهای پی در پی در توجیه این کارهای خلاف خود مرتکب شده است بحضور عالی شکایت برده و شرعا و قانونا از حضور عالی تقاضا داریم دستور اکید در رسیدگی و مجازات صادر فرمائید.برابر احکام شرع انور و مقررات جمهوری اسلامی قوانین بدون تبعیض و در مورد تمام افراد کشور باید اجرا شوند.موکدا با توجه به وظیفه نشناسی مقامات مسئول در مجلس و قوهء قضائیه و تمهیدات متعدد برخی جناحها در سرپوش گذاشتن این منکر بزرگ که متاسفانه افکار عمومی را بر متخلف بودن بسیاری از مسئولین نظام و...سوق داده است از حضور عالی تقاضای دستور صریح بر رسیدگی داریم. جمعی از دانشجویان شاهد و ایثارگر

    پاسخ به اين پيام

  • خانم بنی یعقوب اگر شما بامسولان روزنامه های روزگار و آریا ارتباط دارید به آنها بگویید فریب[ ...] و[...] را نخورند. چون شنیدم اینها هم دارند روزنامه هایشان را به این دو تا میفروشند. بخدا قسم اینها برای پرداخت اقساط چاپخانه میلیاردیشان این دو تا روزنامه را هم نابود میکنند.

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 5 اكتبر 2008 14:45, بوسيله ى علامه بهمن آبادی

    با ياد ميـترا مهربان درود بر شما خدا را شکر می کنم که در ايران ، من هميشه به روزنامه با ديد يک شيشه پاک کن خوب و سفره اظطراری ، نگاه کردم . راستی روزنامه نگاری بنا بر سياست روز و بخواست ديگران ! براستی يعنی چه ؟ يعنی همدستی و هم سازمانی در تجاوز و غارت ؟ يا فريب و گمراهی ، ! شايد بهمين دليل است که نوشته ها سياهه هستند و سياهی ها مختص نوشته و « نون والقلم » و آن که اولين نويسندگان بشر ، « ديو » ها بودند که بساط ديوانی بنا نهادند و حساب و کتاب ، پس کشيدند ، تا هم چون ديو بخورند و بياشامند و از متهمان سواستفاده « مدد» ی گونه کنند و به جای کار نظارت کنند . نمی دانم ، تنها می دانم ، که نمی دانم ، چرا روزنامه نگاران را دوست دارم ! او

    در سايت ببينيد : http://asoor.wordpress.com

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 5 اكتبر 2008 14:53, بوسيله ى علامه بهمن آبادی

    به نام ميترا مهربان درود بر شما ژيلای عزيز ، به روزنامه نگاران ، خبرنگاران و ياران رسانه ای عرض کنيد که بخدا اين بار نه سياستمداران که ما مالکان انقلاب به سرقت رفته پنجاه و هفت ، کمی بيشتر از مردم ناآگاه امروز و فريب خورده شما ، می دانيم و آن که اين سياسيون نيستند که ما را اسير کرده و می خورند ، بلکه اين روزنامه نگاران و رسانه ها هستند که زمينه اين غارت و تجاوز را فراهم می آورند . پس اين بار از عقوبت رفتارتان در امان نخواهيد بود ! او او

    در سايت ببينيد : http://jam.iranblog.com

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 7 اكتبر 2008 16:56, بوسيله ى فرزاد حسنی

    گر از دیدارهایم بنویسم : اول - ملاقات با محمود احمدی نژاد

    یکی از کارهای جالبی که از هشت سال پیش برای خودم شروع کرده بودم نوشتن شرح حال دیدار با افراد و اشخاص مختلف بود که در مجامع عمومی و میهمانی ها و همایش ها و کنفرانس ها و مصاحبه ها و...بود . اولین شرح را ریسک کردم و به دیدار با محمود احمدی نژاد اختصاص دادم .دیدارهای دیگری هم داشته ام با افرادی چون سید محمد خاتمی – سعید حجاریان –– عطا ا...مهاجرانی – غلامحسین کرباسچی – فاطمه حقیقت جو – میثم سعیدی و...از جماعت سیاست پیشگان و محمد رضا شجریان –حسن علیزاده - کاوه یغمایی –خشایار اعتمادی- شادمهر عقیلی و..از دلدادگان موسیقی و بهرام بیضائی –رسول ملاقلی پور – نیکی کریمی – رسول صدر عاملی – فریدون جیرانی - کمال تبریزی و...از جماعت کارگردان هاو عاشقان سینما والبته روزنامه نگاران به نامی در دوران اصلاحات چون عباس عبدی – محمد قوچانی – عماد الدین باقی – اکبر گنجی – ابراهیم نبوی – علیرضا رجائیان –نیک آهنگ کوثر و.. ادامه ماجرا را اینجا بخوانید و نظر بدید .

    http://talkhzibast.persianblog.ir/

    در سايت ببينيد : ملاقات با احمدی نژآد

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 8 اكتبر 2008 23:31, بوسيله ى فرزاد حسنی

    گلشیفته : هنوز یادآور"میم" (ما) نسل سوم است

    این مطلب را ورد پاسخ به متن مسیح علینژاد تدر آخرین پستش نوشتم : این روزها تب “گلشیفته نویسی” بدجوری توی دنیای وب بین دوستداران و منتقدان او بدجوری گرفته .این تب که از یک ماه گذشته با انتشار اولین اخبار و عکس های بازی گلشیفته عزیز در فیلم “مجموعه دروغ ها” در کنار“لئوناردو دی کاپریو” و “راسل کرو” ،شروع شده بود در چهل و هشت ساعت گذشته با انتشار عکس گل شیفته در اولین نمایش فیلم و فرش قرمز (یا همان ردکارپتی که قبل از اولین نمایش هر فیلمی با حضور بازیگران وعوامل برای آنها پهن می شود )به اوج خود رسیده است . به جرات می توان گفت که در چهل و هشت ساعت اخیر بالای 15 میلیون نفر عکس های گلشیفته رو دیدن و........ادامه متن رو اینجا بخونید

    http://talkhzibast.persianblog.ir/

    در سايت ببينيد : گلشیفته :هنوز یادآور"میم" (ما) نسل سوم است

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 9 اكتبر 2008 03:45, بوسيله ى علی ودایع

    سلامی با طعم گز اصفهان و خنکای نسیم زاینده رود عذر من باب این که از شوما اجازه نگرفتم. دو مطلب الهام گرفته از مطلب شما و البته در همبستگی با دیگر دوستان نگاشتم. موفق باشید

    در سايت ببينيد : سیاست پیشه

    پاسخ به اين پيام

  • چه کسی قرار است روزنامه نگاران را درک کند 11 اكتبر 2008 07:39, بوسيله ى پويا نعمت الهي

    سلام خانم بني يعقوب. چند تا مطلب اول اينكه شما به ما توجه نداشتيد و متوسل به همشيره‌ی محترم شدیم که اتفاقا کارساز هم بود. گفتم که جسارت ژورنالیستی است. شما از ما ناراحت نشوید یک وقت. الغریق یتشسب به کل حشیش!!!! دوم اینکه آیا صفحه‌ی اقتصاد زنان در سرمایه هم با خروج شما، متوقف شده ؟؟ سوم از تجربه‌ی خودم بگویم. به همشیره هم گفتم. یک دورانی بود که برای سه تا روزنامه مطلب حق‌اتحریری می‌نوشتم و کمابیش پولی هم می‌گرفتم. الان حدود سه سالی است که پولی نمی‌گیرم. راستش دندانش را هم کشیده ام. برای آنها که خیلی خوب شده و من هم از شما چه پنهان، راحت ترم. اینطوری تکلیف هردویمان روشن می‌شود. البته برای کسی که از این راه ارتزاق می‌کند، خیلی سخت است ولی من درآمد دیگری هم دارم. فقط خواستم تجربه ام را بازگو کنم. ممنون

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.