زنان در روزنامه سرمايه -سه

پنج شنبه 30 اكتبر 2008


«من که هیچ‌وقت نفهمیدم فمینسیم چیست. ولی همین قدر می‌دانم که هر وقت حرف‌هایی زدم که من را از یک آدم دست و پا چلفتی متمایز می کرد، دیگران من را فمینیست نامیدند.»(ربکا وست، 1913)

ما تنها روزنامه اي بوديم كه سه روز در هفته صفحه زنان داشتيم.اما داشتن صفحه هايي به نام زنان به معناي اين نبود كه خبرها و گزارش هاي مربوط به زنان تنها در اين سه صفحه چاپ مي شد . اين صفحه اغلب مطالب تحليلي ،مصاحبه هاي عميق و گزارش هاي توصيفي و تحليلي داشت. ما رويدادها و اخبار روز مربوط به زنان را در صفحه جامعه و صفحه آخر نيز منتشر مي كرديم.

هر روز بين ساعت پنج تا پنج و نيم شورايي به نام شوراي تيتر در روزنامه سرمايه در اتاق سردبيري تشكيل مي شد ،شورايي كه باحضور سردبير ،معاونان او و دبيران سرويس هاي مختلف برگزار مي شد.بعد از اينكه هردبير خبرهاي مربوط به سرويس خودش را توضيح مي داد،نوبت انتخاب تيترهاي اول و دوم و همينطور ديگر عنوانهاي صفحه اول بود.آنچه از سوي سردبير به عنوان شيوه انتخاب تيتر عنوان شده بود :كسب حداكثر راي از سوي اعضاي شوراي تيتر بود.يعني تيترهايي كه از نظر دبير سرويس مربوط و يا سردبير قابليت آمدن در صفحه اول را داشت ، به راي گيري گذاشته مي شد تا تيترهاي نهايي براي صفحه اول در يك روند دمكراتيك انتخاب شود.

تيترهاي صفحه هاي زنان كمتر راي مي آورد.اصلا همين كه نامي از زن يا زنان در تتير هاي پيشنهادي ام مطرح مي شد،اغلب اعضاي شورا كه مرد بودند لبخندي مي زدند كه" اي بابا ،بازهم اين ژيلا بني يعقوب موضوع زنان را پيش كشيد." خبرها و گزارش هاي مربوط به زنان گاه با شوخي و خنده روبرو مي شد و گاه حتي اين خنده ها رنگ تمسخر به خود مي گرفت.من هميشه سعي مي كردم تيترهايي را به عنوان تيتر هاي صفحه اول پيشنهاد بدهم كه جذابيت هاي لازم و عناصر حرفه اي و ژورناليستي را نيز داشته باشد .اما اغلب اوقات خبرهايي با ارزش بالاي خبري در حوزه زنان در برابر خبرهاي ديگر كه حتي فاقد عناصرلازم خبري بودند ،مغلوب مي شد.به عنوان مثال به خوبي به ياد مي آورم روزي گزارشي داشتيم در باره خودروسازان زن كه به نظرم جذابيت هاي ‍ورناليستي اش هم كم نبود اما براي راه يافتن به صفحه اول –حتي در حد تيترهاي كوچك اين صفحه – هم راي نياورد.

اين فقط در باره خبرها نبود و در باره عكس هاي صفحه اول روزنامه نيز صدق مي كرد.به ندرت عكس زنان در صفحه اول ديده مي شد (و مي شود).البته اين مختص به روزنامه سرمايه نيست اما من فعلا تجربه هايم را در باره اين روزنامه بيان مي كنم

من علاوه بر تاكيد بر ارزش هاي خبري مربوط به خبرهاي حوزه زنان ،تلاش مي كردم نگرش جنسيتي را در ميان همكارانم ايجاد و يا فعال كنم. برخي اوقات برخي از مسوولان روزنامه و حتي بعضي از همكارانم ما را متهم مي كردند كه من و همكارانم به دنبال اهداف و مسائل شخصي خود در روزنامه هستيم .بارها مجبور شدم برايشان توضيح بدهم كه گرچه موضوع زنان از علاقمندي هاي شخصي من و همكارانم هست اما واقعا مشكل شخصي ما نيست

بارها در شوراي تيتر به اختصار يا مفصل اين موارد را مطرح كردم :

"يكي از رويكردهاي اصلي سازمان ملل متحد در برنامه هزاره سوم توسعه ، توجه جدي و همه جانبه به موضوع زنان است . كنفدراسيون جهاني روزنامه نگاران نيز پيمان‌نامه‌اي جهت تحقق عدالت جنسيتي در رسانه‌ها دارد و براساس آن از همه روزنامه نگاران ، روزنامه ها و ديگر رسانه هاي جهان دعوت كرده به مسائل زنان توجه ويژه نشان دهند.پيمان نامه اي كه اغلب كشورها با پيوستن به آن در تهيه و تنظيم اخبار و شيوهء اطلاع‌رساني‌شان سعي مي‌كنند برابري جنسيتي و جنسي را رعايت كنند و حتي در مواردي توصيه به انجام تبعيض مثبت در باره خبرها و گزارش هاي مربوط به زنان كرده است."

با گفتن اين حرفها هم مي خواستم اهميت موضوع را به آنها نشان بدهم و هم بگويم كه باور كنيد عدالت جنسيتي و پرداختن به مسائل زنان موضوع شخصي ما دو-سه نفر كه در صفحه هاي اجتماعي كار مي كنيم ،نيست.اگر موضع شخصي ما هم باشد خب موضوع شخصي سازمان ملل و آي .اف .جي (فدراسيون جهاني روزنامه نگاران ) كه نيست.

بر اساس همين پيمان نامه آي .اف .جي بود كه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران نيز در نشستي در تيرماه سال گذشته مرامنامه اي را تصويب كرد و براساس آن از رسانه هاي ايران درخواست كرد ستون يا صفحه هايي را براي زنان درنظر بگيرند و ازبرابري جنسيتي دفاع كنند و باورها و محدوديت هاي كليشه اي را درهم بشكنند و اين را هم وظيفه روزنامه نگاران زن دانسته بود و هم وظيفه روزنامه نگاران مرد.

در شوراي تيتر روزنامه ، برتابلوي سفيدي كه بر يكي از ديوارها ديده مي شده ،شماره هاي ده روز گذشته همواره نصب مي شد ، در واقع هر روزچسباندن جديدترين شماره روزنامه و برداشتن دهمين شماره پيشين موجب آن مي شد كه هر ده روز يكبار اين تابلو كاملا به روز شود.اين تابلو تصويري از عملكرد ده روز گذشته روزنامه به دست مي داد.بارها در حالي كه به اين تابلوي سفيد اشاره مي كردم ،مي گفتم :"ببينيد همه صفحه هاي اول روزنامه در ده روز گذشته مردانه بوده است.يعني نه فقط خبر و گزارشي از زنان در اين صفحه ها نيست كه هيچ عكسي از زنان هم نيست.چرا به جاي عكس اين همه مرد در صفحه اول گاهي عكس زنان را چاپ نمي كنيد؟.به عنوان مثال چرا در يكماه گذشته بارها عكس آقاي تاج زاده و يا محمد رضا خاتمي را بر صفحه اول نشانده ايد اما در همان حال كه مصاحبه خانم كولايي را چاپ مي كنيد از چاپ تصوير او خودداري مي كنيد. چرا تصوير هنرمندان مرد را بر چاپ تصوير زنان هنرمند ترجيح مي دهيد؟ و دوباره مجبور بودم صحبت هاي خودم را به توصيه هاي فدراسيون جهاني روزنامه نگاران مستند كنم كه گفته بود "صفحه هاي اغلب روزنامه هاي جهان مردانه است و براي رعايت تصوير سازي عادلانه و متوازن از زنان ،با چاپ اخبار و تصاوير مربوط به زنان اين فضاي مسلط و مردانه را درهم بشكنيد."

شايد به اين دليل اين توضيح ها را تكرار مي كردم كه متهم به دنبال كردن اهداف شخصي ام نشوم.

اين توضيح ها هميشه ناكارآمد نبود .گاهي اثر خودش را مي گذاشت و گاه خبرها و گزارش هاي مربوط به زنان و يا تصاويرشان به صفحه اول راه مي يافت. مخاطب ما خبر نداشت پشت اين خبر و يا تصويري كه در صفحه اول نشسته چه مبارزه اي وجود دارد.مبارزه با تفكر مردسالارانه مديران مان .جدل ها و دعواهايي كه گاه براي ما دردناك مي شد و فرسايشي .بحث هاي هر روزه اي كه انرژي زيادي از ما مي گرفت . اما وقتي روز بعد خبرو گزارش چاپ شده را در روزنامه مي ديديم آرام آرام سعي مي كرديم غبار آن رنج ها را از روح و روانمان پاك كنيم.

گاه كه با تلاش زياد موفق مي شديم براي يك گزارش در حوزه زنان از دوستانمان در شوراي تيتر راي جمع كنم و خوش و خرم از اتاق تيتر بيرون بروم و به همكارانم مژده بدهم كه تيتر ما براي صفحه اول راي آورده ،فردا كه روزنامه را مي ديديم هيچ خبري از تيتر ما نبود.البته اين فقط مشكل خبرهاي زنان نبود ،اين اتفاق در حوزه هاي ديگر هم روي مي داد و خبر از روند غيرشفاف و غير دمكراتيك شوراي تيتر مي داد.يعني در آخرين لحظه و در پشت درهاي بسته سردبير يا معاونانش تيتري را كه در يك روند نسبتا دمكراتيك راي آورده بود ،وتو مي كردند.

اين ماجرا نيز بارها باعث جدل شد .حرف من و برخي از همكارانم حتي اين نبود كه حتما سردبير بايد به راي اكثريت ما احترام بگذارد و از آن تمكين كند ،بلكه حرف ما اين بود:"اگر نمي خواهيد از اين راي گيري پيروي كنيد ،نه وقت ما را بگيريد و نه وقت خودتان و همان تيتري را كه قرار است آخرشب جايگزين تيترهاي انتخابي شورا كنيد ،همان عصر به ما اعلام كنيد.اين درست نيست كه ما ساعت ها روي تيترها بحث كنيم و سپس راي گيري بگيريم . درنهايت تيتري كه حتي يك راي هم نياورده جاي تيتري را بگيرد كه راي اكثريت اعضاي شورا را داشته است .

در بسياري موارد خبرهاي زنان به حقوق بشر نيز پيوند مي خورد و در اينطور موارد جدل هاي ما با سردبيري روزنامه بيشتر مي شد .بطور مشخص روزي را به ياد مي آورم كه گزارشي را در باره زني در آستانه اعدام به نام راحله زماني در صفحه كار كرده بوديم .در راه خانه بودم كه تلفنم زنگ خورد و يكي از معاونان سردبير گفت :"ما اين گزارش را از صفحه شما حذف كرديم ،چون از نظر ما ارزش خبري ندارد."نخستين بار نبود كه چنين استدلالي را در باره خبرهاي حقوق بشري و يا زنان از سوي او و ديگر همكارانش مي شنيدم.آنقدر قبلا در اين باره بحث و گفت و گو كرده بودم كه اين بار نيازي به تكرار استدلال هاي هميشگي نبود ،به همين دليل فقط با لحن تمسخر آميزي گفتم :"حق با شماست !احتمالا فقط خبرهاي مربوط به بازي هاي فوتبال تيم هاي رده سوم و چهارم ارزش خبري دارد كه هميشه با علاقه زياد نتايج همه اين بازي ها را با شرح و تفصيل زياد مي نويسيد ،جان يك انسان كه ارزش خبري ندارد !برايش ياد آوري كردم چندي پيش رسانه هاي ايتاليا روزي را به عنوان كارزار براي نجات كبرا رحمانپور از اعدام اعلام كرده بودند و در آن روز بسياري از رسانه ها ي ايتاليا در باره كبرا گفتند و نوشتند .احتمالا آنها نمي دانستند كه اين جور مسائل ارزش خبري ندارد و فقط شماها مي دانيد."نتيجه اين بحث بازگشت خبر راحله به صفحه بود ،هرچند هميشه چنين نتيجه خوبي براي ما حاصل نمي شد و بسياري از اوقات ما مغلوب بوديم.





8 پيامهاى سخنگاه

  • زنان در روزنامه سرمايه -سه 31 اكتبر 2008 17:48, بوسيله ى محمد رضا

    با سلام خانم بنی‌یعقوب عزیز هرکدام از ما که در نشریات ایران کار می‌کنیم، ناچاریم با این مصیبت‌ها دست و پنجه نرم کنیم. در همین خصوص یادم می‌آید روزی در هفته‌نامه قبلی که کار می‌کردم موضوع خودسوزی زنان در استان کرمانشاه را به صورت دو صفحه کامل برای صفحات وسط آماده چاپ کردم. ویژه‌نامه به نسبت کاملی شده بود که در آن یک گزارش کامل، یک مصاحبه با دکتر بخش، یک مصاحبه کسی که خودسوزی کرده و زنده مانده، یک یادداشت از یک روانشناس و چند خبر و یادداشت مربوطه تدارک دیده شده بود. صفحه را آماده و به چاپخانه فرستادم و دفتر را ترک کردم. وقتی پس‌فردا به دفتر رفتم دیدم اثری از آن دو صفحه نبود و به جایش یک گزارش از شیوه عملکرد شهرداری بود و ...

    موفق باشی و عاشق

    در سايت ببينيد : http://www.not8.ir

    پاسخ به اين پيام

  • زنان در روزنامه سرمايه -سه 1 نوامبر 2008 14:18, بوسيله ى علی ودایع

    یک هفته ای هست که دیگر سرمایه نمی خوانم. واقعا مشکل کار کجاست که روزنامه نگاران این گونه استثمار می شوند و منفعت طلبان... همه جای دنیا آسمان روزنامه نگاران این گونه است؟؟؟

    در سايت ببينيد : سیاست پیشه

    پاسخ به اين پيام

  • ولی من تصور می کنم همکارانت در روزنامه سرمایه حتی معنی این حرفها را نمی فهمند ....انها کجا و فهم مشکلات زنان و دنیای انها کجا انها همه چیز را با پول و نگاههای ابزاری می نگرند و بس .کجای کارید خانم بنی یعقوب کمی در رویا سیر نمی کنید ؟

    در سايت ببينيد : معصومه

    پاسخ به اين پيام

  • زنان در روزنامه سرمايه -سه 1 نوامبر 2008 19:28, بوسيله ى نيما

    ما به نام اصلاحات و آزادي، قرباني شديم و بزبلاگردان ... . اما از ماست كه برماست

    در سايت ببينيد : http://http://aogj.blogfa.com/8707.aspx

    پاسخ به اين پيام

  • زنان در روزنامه سرمايه -سه 1 نوامبر 2008 22:29, بوسيله ى فرزاد حسنی

    زیلا خانم عزیز سلام .مجموعه یاداداشت های خوبی رو شروع کردی در مورد سرمایه هم بیان تجارب است و هم بیان حس و حال و درونیات یک روزنامه نگار زن در فضای روزنامه نگاری کاملا مردانه ایران .من می خونم مطالب رو


    "یکی ازاهالی جنوب!"،"کنعان خوانی"وحسرت دیداربا"قیصر"

    اینجا جنوب است . یکی ازدورترین نقاط مرزی کشور .هوا شرجی است و هنوز رطوبت بارانی را که همزمان با باران تهران( دور روز پیش) باریده احساس می کنی…سفر به جنوب در سالمرگ قیصر امین پور ..ادامه مطلب را از اینجا بخوانید : http://talkhzibast.persianblog.ir/

    در سايت ببينيد : درونیات روزنامه نگار زن

    پاسخ به اين پيام

  • زنان در روزنامه سرمايه -سه 4 نوامبر 2008 20:31, بوسيله ى مسعود

    با درود هميشه صفحات اجتماعي روزنامه سرمايه را پيگيري مي كردم و چه استفاده ها قطع همكاريتان هم بهدو دليل برايم جاي سئوال نبود به هر حال اجر بسياري را براي اين تلاشها متصورم كه تاريخ قضاوتشان خواهد كرد خانم بني يعقوب خوشحال ميشم من رو از نظرتون در وبلاگم بهره مند كنيد يك روزنامه نگار مثل شما

    در سايت ببينيد : http://farsang.wordpress.com

    پاسخ به اين پيام

  • زنان در روزنامه سرمايه -سه 6 نوامبر 2008 21:38, بوسيله ى زهره امین

    ژیلای عزیزم. کارت در روزنامه سرمایه عالی بود. اولش باورم نمی‌شد زنی بیاید در روزنامه‌ای که اسمش هم "سرمایه" است اینقدر از خودش برای مسائل زنان "مایه" بگذارد. همیشه نوشته‌هایت را می‌خوانم و دوستشان دارم. یک‌جور تعهد پشت همه نوشته‌هایت است.الان که دارم خاطراتت را از این روزنامه می‌خوانم می‌بینم چه مشکلاتی بر سر راهتان بوده. از همینجا به خانم غایب هم سلام عرض می‌کنم. نمی‌دانم الان مشغول به کار در کدام روزنامه‌ای ژیلا جان.

    پاسخ به اين پيام

  • زنان در روزنامه سرمايه -سه 8 نوامبر 2008 12:20, بوسيله ى فرزاد حسنی

    سلام با مطلبی جدید به روزم و منتظر دوستان ----------------------------

    روایت من از پویش (کمپین)دعوت از خاتمی پویش (کمپین )دعوت از خاتمی از مدتها پیش قصد برگزاری مراسمی را داشت که چندین بار تاریخ آن به دلایل مختلف از جمله مهیا نشدن سالن مناسب ،به تعویق افتاد . درنهایت بعد از چند بار تغییر برنامه ،در تاریخ 16آبان ماه برگزار شد . کاش می شد احمدی نژاد و خاتمی را میکس کرد . ما رئیس جمهوری می خواهیم با تدبیرخاتمی و جرات احمدی نژاد .همین !!! روایت من از این مراسم را دیلینک زیر می توانید بخوانید : http://talkhzibast.persianblog.ir/

    در سايت ببينيد : روایت من ازپویش (کمپین دعوت از خاتمی )

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.