برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد

يكشنبه 9 نوامبر 2008


به بهمن عزیزم نگاه می کنم که در خودش می شکند .که هرلحظه بیشتر اندوه او را در خود فرو می برد.به او که یکی –دو هفته ای بود به قول خودش اصلا سرحال نبود .که مدام شعر اخوان ثالث را زیر لب زمزمه می کرد که هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

می گویند اینطور وقتها انگار چیزی به انسان الهام می شود.انگار فاجعه قبل از اینکه اتفاق بیفتد امواجش را به قلب ما می فرستد.

انگار بهمن امواج رفتن برادرش را زودتر از پرواز جسم خاکی او از روی زمین حس کرده بود که اینقدر بی دلیل احساس غم می کرد و سردش بود.

قربان احمدی ،از فعالان سیاسی که مثل خیلی های دیگر در اوایل دهه شصت ناچار به ترک وطن شده بود ،دو روز پیش در استراسبورگ فرانسه برای همیشه ازمیان ما رفت. دو روز پیش که نه !مدتها بود که از میان ما رفته بود ،مدتها بود که از کنار خانواده اش رفته بود .اما رفتنی که دل ما به شنیدن گاه و بی گاه صدایش از پشت تلفن خوش بود و این اواخر چند باری هم به ایران آمد. نخستین لحظه هایی را که پس از بیست سال دوری به وطنش باز گشته بود و مادرش را در آغوش می کشید ، برای بهمن و همه خواهران و برادرانش فراموش ناشدنی است.

دو روز پیش ، از این زمین خاکی هجرت کرد و ما امروز صبح خبر را شنیدیم.وقتی در غربت باشی حتی رسانه های دیجیتال هم نمی تواند خبر مرگت را زودتر از این به خانواده ات برساند.و تازه ما سپاسگزار مسعود ، دوست گرامی قربان در استراسبورگ هم هستیم اگر نه ممکن بود بعد از دو ماه هم از این فراق با خبر نشویم.

می خواست یک روزی برای همیشه به ایران بازگردد .روزی که نمی دانست دقیقا چه وقت می رسد؟ وقتی که مجید شریف که از دوستان صمیمی اش بود،به ایران بازگشت امیدوارتر از قبل نسبت به این بازگشت شده بود اما مجید خیلی زود در فهرست قربانیان پروژه قتل های زنجیره ای قرار گرفت و او دوباره از زندگی در ایران ناامید شد. حالا برای همیشه به ایران بازمی گردد ، خوابیده در یک جعبه چوبی .

قربان عزیز!قرار نبود اینگونه به ایران بازگردی .قرار بود؟

یکی از آرزوهایش این بود که یکی از کتابهای مجید شریف را- که حالا اسمش را فراموش کرده ام- در ایران چاپ کند .اما تلاشش به جایی نرسید .یعنی همه به او گفتند این کتاب فعلا در ایران قاب چاپ نیست و شاید که تا سالها هم نباشد.

منصوره شجاعی عزیز که سالها قبل برادرش را دور از وطن از دست داده ، با غمی که در صدایش موج می زند به من می گوید که فعلا نمی تواند با بهمن صحبت کند ،چون می داند که غم از دست دادن برادری که دور از وطن بوده ،چقدر سنگین تر است و تحملش سخت تر.

و دوست دیگری همراه با تسلیت به من می گوید :"یکی از هرینه هایی که پس از پیروزی انقلاب مردم پرداخت کرده اند ،همین تکه تکه شدن خانواده ها بوده ا ست.تا چه وقت قرار است عزیزانمان را در غربت از دست بدهیم؟"

"قربان" سالها پیش در ایران دبیر آموزش و پرورش بود و در فرانسه نیز پس از سالها دوباره به شغل معلمی اش بازگشته بود. همین چند ماه پیش بود که با خوشحالی از دانش آموزانش برایم می گفت که پسربچه هایی شاد و شیطان هستند.معلمی را خیلی دوست داشت ،چون که عاشق بچه ها بود.

با انجمن فرهنگی فروغ نیز در استراسبورگ همکاری داشت.هرچند که از اختلاف ها و بی اعتمادی های ایرانی ها نسبت به یکدیگر خیلی شاکی بود و نگران ،اما این انجمن را دوست داشت.شاید چون فروغ را دوست داشت ،شاید هم چون این انجمن بد یا خوب هرچه بود نمونه ای کوچک از ایرانش بود.با همه خوبی ها و بدی های ایران و ایرانیان.

و تازگی ها از سوی حزب سوسیالیست ها ی فرانسه به عنوان کاندیدای شورای شهر استراسبورگ معرفی شده بود . از این بابت نیز خوشحال بود چون فعالیت اجتماعی و شهروندی را دوست داشت .همیشه دوست داشت ، از همان دوران خیلی جوانی که در اندیمشک زندگی می کرد و بعدها در شهر درود ،تا حالا که تازه چهل و هشت سالش شده بود ...





42 پيامهاى سخنگاه

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 9 نوامبر 2008 19:03, بوسيله ى عیسی عظیمی

    سلام. تسلیت میگم خانم بنی یعقوب. غم آخرتون باشه.

    در سايت ببينيد : http://isa.blogfa.com

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 10 نوامبر 2008 06:20, بوسيله ى لیلا صحت

    ژیلا جان منم همه به تو هم به همسرت تسلیت میگم متاسفانه هویت ایرانی بودن هم مصادره شده است در کنار همه هویت هایی که از دست داده ایم

    پاسخ به اين پيام

  • درود

    درک میکنم چقدر سخت هست دوری از خانواده مخصوصا که من نیز این وضعیت را دارم

    تسلیت عرض می کنم.

    http://mohsen.marzeporgohar.org/

    در سايت ببينيد : محسن برغندان

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 10 نوامبر 2008 09:00, بوسيله ى جواد لگزیان

    تسلیت من را بپذیرید

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 10 نوامبر 2008 10:07, بوسيله ى مرسده

    ژیلا جون سلام واقعا از صمیم قلبم، از ته دلم برای تو و بهمن متاسفم. اما نمی دونم چی بگم، اول که موضوع رو فهمیدم فکر کردم بهتون زنگ بزنم اما دیدم چی باید بگم؟ چی می تونم بگم؟ مرگ خودش سکوت سنگینی هست که اینجوری و غریب مرگ شدن مثل فریاد آدم لال می مونه که صدایی نداره و رقت انگیز تر میشه تنها درسی که از، ازدست دادن گرفته ام اینه که هیچوقت مرگ عزیزان حل نمی شه و همیشه مثل داغ روی روحت می مونه و تا زنده ای با خودت این ور و اون ور می بریش! افسوس من هم دلم می خواد باهات در این وضعیت حرف بزنم، اما نمی دونم چه حرفی!!!!!!!! همه اش درد همه اش درد اونی که می مونه اونی که می ره امیدوارم در روز های آتی که شما ها هم موضوع براتون بیشتر جا بیفته باهاتون حرف بزنم از طرف من به بهمن خیلی سلام برسون نمی تونم بهش تسلیت بگم، که هیچ مرحمی تسلای دلش نمی شه جز صبر عمق فاجعه زیادتر از اونه که بشه حرفی زد بغض داره خفه ام می کنه و باز هم نمی شه تنها و تنها از خدا برای همتون آرزوی صبر بینهایت می کنم حتما با هم حرف خواهیم زد محکم باش محکم باشید به زندگی رو نده که بتونه از پا بیندازت

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 10 نوامبر 2008 11:02, بوسيله ى ويداقنبرپور

    مي بينمت كه آنجا نشسته اي / در حرير سبز دشت / به رنگ آسمان / در خزش كرمهاي زير خاك/ ، حتي ،/ كه بي آنكه بدانند ساقدوش ساقه كوچكي بودند كه / مي خراميد سوي تو / من ... / آه من چشم بسته / چند خط بر بوم خيال به نامت كشيده بودم / ودر هزاركوچه بن بست/ رنگي برايت مي جستم / و باز مي گشتم / به سوداي آن يك كوچه / كه انتهايش تو مي خواندي / بر فراز آن تپه / كه به هفت رنگ مي درخشيد / آواز هر پرنده / پژواك صداي تو بود / زمزمه هر درخت / خروش درياهاي طوفاني / و صداي ترس ساحل پا پس كشيده / حتي ، نيز هم / و يك كشتي ناي زمين / من ... / آه ، من گوش بسته / آواز تورا در لحن كلماتي دشوار رد مي گرفم / و در هزار كوچه / نامت را بلند فرياد مي كشيدم / و باز مي گشتم / به سوداي آن يك كوچه / كه انتهايش پنجره اي بود / به آنجا كه تو نشسته بودي / به رنگ جهاني كه آيينه تو بود / امروز هراسان از ترديد كدام كوچه بن بست / مي دانم كه آنجا نشسته اي / دشت نام توست / آسمان / و صداي زمين و زمان / نيز هم / و از پشت پلكهاي ناتوانيم / به هفت رنگ مي درخشيد ! باور غروب آن نگاه مهربان،پذيرش حقيقت پايان جواني ماست با همه شورواشتياق اداي آرمانهايش و پاكي وصلابت حفظشان در هنگامه پيروزي هر پليدي پنهان نهاد انساني ست .تا يكي از ما زنده ست باقي هم نسلان ما در وجودش پاكي وصداقت و ميهن دوستي رازندگي خواهيم كرد.ياد عزيزش گرامي وبه شما بهمن وهمه خانواده تسليت.

    پاسخ به اين پيام

  • بهمن، ژیلا من هم سرد شدم آرش

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 10 نوامبر 2008 22:12, بوسيله ى مرتضی صادقی

    سلام بر بهمن و ژیلای عزیز واقعا نمی دانم چه بنویسم.چون خودم هر چند ماه یک بار با اخباری از این دست مواجه می شوم احساس می کنم می توانم بفهمم در این روزها چه غم جانکاهی بر دل و جان بهمن مستولی است. سالهاست عادت کرده ام به هنگام نوشتن عرض تسلیت دنبال یافتن مسئول و باعث و بانی این جدائیها که هر یک از مارا در گوشه ای گذاشته نباشم چرا که فقط به فشارهای عصبی موجود می افزاید. لازم می دانم تسلیت از صمیم قلب من را بپذیریدو برای شما در این روزهای غم انگیز آرزوی صبر و بردباری می کنم. با آرزوی صبر و شکیبائی برای شما مرتضی

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 11 نوامبر 2008 04:01, بوسيله ى خواننده ای از دیار صلابت و صبر و سرود

    به شما زوج خبر نگار نازنین از صمیم قلب تسلیت می گویم. خدایا ریشه ی ضحاکان میهنم را بسوزان!

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 11 نوامبر 2008 07:13, بوسيله ى شاهين زينعلي

    سلام.هم به شما و هم به همسرتون تسليت ميگم.جز دعوت به صبر چه مي توان گفت؟

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 11 نوامبر 2008 07:31, بوسيله ى فریبا

    صیحتم کن ،دلالتم کن ،ارشادم کن وبگو که مرگ حق است ومرگ پدر سهم

    کوچکی از حق اما هرگز از من مخواه که برمزار تازه آب خورده او اشک نریزم ونگو که گریه دردی را دوا نخواهد کرد چرا که گریستن به خاطر شفای انسان نیست به خاطر وفای انسان است.

    خانم بنی یعقوب عزیزبرای عرض تسلیت به شما وهمسر گرامیتان چیزی مناسبتر از این قطعه از مرحوم نادر ابراهیمی نیافتم، مرادرغم خود شریک بدانید.

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 11 نوامبر 2008 08:22, بوسيله ى مرتضی کاظمیان

    ژیلا خانم بنی‌یعقوب عزیز تسلیت‌ مرا صمیمانه بپذیرید از طرف من به بهمن عزیز نیز تسلیت بگویید... خدا ایشان "و همه‌ی ما" را بیامرزد... "زندگی" چندان آسان نیست، و در این دیار سخت‌تر، و آنان که ناچار "میهن" را ترک گفته‌اند صلیب غم و رنج و درد خویش بردوش کشیدند و رفتند و ما نیز سایه‌ی سفر آنان را سوگوارانه نظاره می‌کنیم... و انتظار می‌کشیم نوبت خویش را... باقی بقای شما

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 11 نوامبر 2008 12:34, بوسيله ى کبیر نشاط

    خانم ژیلا واقعاْ متاسفم. بالاخره سفر همه ی ما که تلاش می کنیم زنده باشیم با مرگ خاتمه می یابد و باید بپذیریم. از طرف من به بهمن عزیز نیز تسلیت بگویید.

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 11 نوامبر 2008 15:29, بوسيله ى پوراستاد

    به شما و بهمن تسليت مي گم

    پاسخ به اين پيام

  • اندک اندک جمع مستان می روند 11 نوامبر 2008 15:33, بوسيله ى ایمان ممبینی

    اندک اندک جمع مستان می روند

    این مرگ نیست که سر می رسد؛ زندگی است که به سر می رسد. خانم بنی یعقوب، تسلیت و همدری مرا برای این کوچ پر اندوه از این جهان تهی از داد بپذیرید. او در ناخانگی زیست و نا خانه ماند تا مرگش بی همتایش شاهد غربت ناگزیر این جهان باشد.

    با آرزوی تحمل این کوچ تلخ برای شما و بهمن احمدی عزیز

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 11 نوامبر 2008 15:51, بوسيله ى علي نقوي

    سلام به شما و بهمن عزيز تسليت مي‌گويم.مرگ کوچکدل کژ کردار سرانجام برادر بهمن را از او گرفت.

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 12 نوامبر 2008 04:23, بوسيله ى صدیق الله توحیدی

    سلام ژیلا جان و اقای بهمن عزیز با اندوه فراوان خبر فوت برادر را خواندم وخیلی ها متاسف ومتاثر گردیدم. می دانم که از دست دادن عزیزی چقدر بر قلب هایتان سنگینی می کند من برایش بهشت ارزو می کنم و شرمنده ام که نسبت دوری راه ومرزهای شیطانی نمی توانم جهت ادای تسلیت خدمت هردوی تان برسم. بهمن نهایت گران قدر وژیلاجان! من با تمام وجود خودم را دراین غم شریک شما میدانم، بلای فراق دوستان و پرپر شدن گل دسته های خانوده ها در کشورهای مان مصیبتی است که نازل شده وماهم عزیزان خانوده خویش را فرسنگ ها چه پشت هزاران کوه دریا جبرا از خویش دورشان ساخته ایم ویا بهتر بگویم از ما دور شان کرده اند. امید وارم که این غم اخر تان باشد ودیگر قلب های نازنین هردوی تان ازدوری عزیزی رنجور نگرددو چشم های تان دیگر اشک فراق نریزد. ارادت مند شما توحیدی ازکابل

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 13 نوامبر 2008 16:02, بوسيله ى آیدا

    باسلام و عرض تسلیت و آرزوی سلامتی و شکیبایی برای شما و همسر گرامیتون...تموم میشه این روزها...مطمئنم

    در سايت ببينيد : جنبش خاطره نویسی: خاطرات زندان

    پاسخ به اين پيام

  • تسليت من و ياسر را هم بپذيريد .غم اخرتون باشه .هنگامه

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 13 نوامبر 2008 23:50, بوسيله ى زهره امین

    ژیلای عزیز تسلیت می‌گم. تموم خانواده‌ها بعد از انقلاب تقریبا تکه‌تکه شدن... این دوری‌های خیلی به روحیه‌مون ضربه زد. اونها در خارج غریب بودن و ما در اینجا تنها... مرگ یکی از بستگان در دوری خیلی سخته... بخصوص فامیلی این چنین نزدیک و این چنین دوست‌داشتنی...

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 13 نوامبر 2008 23:57, بوسيله ى روزبه

    دوستان عزيزم؛‌بهمن و ‍ژيلا جان واقعا متاثر شدم.از دست دادن عزيزي،‌ كه در دور دست و در سرزميني بيگانه در گذشته است، باري بسيار سنگين است. همدردي مرا بپذيريد. كاش در ايران، در كنارتان بودم.

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 14 نوامبر 2008 07:40, بوسيله ى ارزو علي مدد

    سلام خانم بني يعقوب به شما و اقاي احمدي تسليت مي گم و اميدوارم از اين به بعد هميشه شاد باشيد

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 14 نوامبر 2008 10:56, بوسيله ى احمد سلامتیان

    ژیلا و بهمن

    این مصیبت را به هردوی شما تسلیت میگویم و از صمیم دل در غم شما شریکم فقط زمستان نا جوانمردانه سخت نیست خشکسالی هم چنان است که عشق فراموش یاران شده اگر مطلب شما را دریافت نکرده بودم در این وادی غربت و جدائی از سفر آخرش هم خبر دار نمیشدم هر چند گاهی که به پاریس می آمد در کتابفروشی می دید مش سر در قفسه ها در جستجوی بارقه ای از امید خدا یار و نگهدارتان دوستدار احمد

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 14 نوامبر 2008 12:27, بوسيله ى احمد بروغني

    مرا در غم خود شريك بدانيد

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 14 نوامبر 2008 14:18, بوسيله ى پویه مددی

    تسلیت میگم خانم بنی یعقوب هم به شما هم به آقای آمویی....میدونم هیچ حرفی نمیتونه تسلای آقای آمویی باشه حتی خوندنش هم سخته چه به لمس این اتفاق بد

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 14 نوامبر 2008 18:17, بوسيله ى فرخنده

    ژیلا جان این مصیبت را به شما و همسر گرامیتان از صمیم قلب تسلیت گفته و برای هر دوی شما و همه خانواده آرزوی صبر دارم .همدردی مرا پذیرا باشید . نوشته هایتان مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد . زندگی واقعا بازیهای ناجوانمردانه ای دارد .

    در سايت ببينيد : برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 15 نوامبر 2008 10:41, بوسيله ى کاظم شکری

    بسیار متاسف شدم .برای شما و آقای احمدی عزیز صمیمانه تسلیت می گویم . امیدوارم اندوهش را فراموش کنید ولی یادش را هرگز!

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 15 نوامبر 2008 18:07, بوسيله ى mehrzad

    man va faraj ra dar ghametan sharek

    bedanid. rohash shad.

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 17 نوامبر 2008 00:21, بوسيله ى فرزاد حسنی

    متاسف شدم برای این دور از وطن از میان رفته هر چند نمیشناسمش

    در سايت ببينيد : متاسف شدم

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 17 نوامبر 2008 07:49, بوسيله ى وحید فرازان

    سلام، بعد از چند وقت امروز تازه دوباره وبگاهتان را پیدا کردم و متاسفانه با خبر فوت - شهادت (بر بی عدالتی سران کشورم) برادر همسرتان مواجه شدم. تسلیت من را هم بپذیرید. مطالب دیگرتان را هم تا جایی که توانستم خواندم. همیشه پایدار باشید.و دوباره کانون زنان ایرانی را یافتم! وبگاه شما و همسر گرامیتان و کانون زنان را در وبلاگم لینک دادم تا گاه گاهی حداقل خودم سر بزنم و یادم نرود. اگر وقت کردید سری هم به وبلاگ من بزنید.تشکر.

    در سايت ببينيد : http://vafa48.persianblog.ir

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 17 نوامبر 2008 11:05, بوسيله ى علي ودايع

    سلام همكار گرامي شرمسارم مدتي‌است دل‌مشغولي‌ها مجال نداد تسليت عرض كنم. گرچه آقاي امويي را از نزديك نديده‌ام اما يك دوست مشترك هميشه از ايشان به نيكي ياد مي‌كند! مولانا پر بي‌راه نگفته از مرگ غروب نيست و طلوعي ديگر است.

    در سايت ببينيد : سياست پيشه

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 18 نوامبر 2008 09:16, بوسيله ى A. H. Amiri

    با عرض تسلیت صمیمانه به همه سوگواران.برای همه شکیبایی آرزو می کنم.درد غربت دردی است و درد در غربت مردن برای بازماندگان دردی عظیم تر.باز هم روان قربان پس از درگذشت شادمان است که کالبدش در خاک وطن می ارمد.ما غربت زدگان مبهوت چشم به دور دست ها دوخته ایم که اگر بر خاک می افتیم بر خاک وطن باشد.اما چه کسی کالبد مبهوت ما را از گمرک ترخیص ترخیص خواهد کرد؟کدام ژیلایی در رثای ما دست به قلم می برد و نگاه پریشان و مبهوت ما را با کلامی دلنشین برای بازماندگان ما تصویر می کند.دلمان می خواهد با خاک خشک و بی باران وطن آمیخته شویم.نمی خواهیم در رطوبت پوساننده غربت به گور شویم.ژیلا خانم عزیز!فدای قلمت اقلا پیش از مرگمان مرثیه ای کوتاه برایمان بنویس تا خودمان برای بازماندگانمان بخوانیم

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 18 نوامبر 2008 13:47, بوسيله ى اردشیر نیازی

    چنانچه کلمات و واژه ها بتوانند احساسات قلبی را بیان نمایند. بدینوسیله مراتب غم و اندوه خود را ابراز نموده و در غم عزیز سفر کرده با شما همدردی می نمایم.دوست وهم اتاقی قربان احمدی

    در سايت ببينيد : برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد

    پاسخ به اين پيام

  • به کدامین داغدیده تسلی دهیم

    که خود از سوخته دلانیم

    خبر تاسف انگیز فقدان آن عزیز از دست رفته، موجب تالم شد . تسلیت صمیمانه ما را پذیرا باشید.

    از طرف مادر و خواهر مرتضی

    پاسخ به اين پيام

  • به کدامین داغدیده تسلی دهیم ، که خود از سوخته دلانیم

    خبر تاسف انگیز فقدان آن عزیز از دست رفته،موجب تالم شد.تسلیت صمیمانه ما را پذیرا باشید .

    از طرف مادر و خواهر مرتضی

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 21 نوامبر 2008 01:12, بوسيله ى امیر

    من هم به شما و آقای بهمن احمدی امويی تسلیت میگویم. هم در متن و هم در کامنت ها دائم صحبت از "برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد" و غربت و ... شده است. دلیلش را نمیدانم، ایشان در سال ۶۰از ایران رفتند و بر اساس نوشته شما در چند سال اخیر، چند بار به ایران آمده اند و دوباره برگشته اند، معنی غربت را نمیفهمم. و همچنین معنی پناهندگی سیاسی را،

    پاسخ به اين پيام

    • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 24 نوامبر 2008 21:55, بوسيله ى ژیلا بنی یعقوب

      آقای امیر

      یعنی اگر کسی در طی بیست و هفت سال چند بار به وطنش سفر کند، دیگر در غربت زندگی نمی کند؟در ضمن من در کجای مطلبم از عنوان پناهنده سیاسی استفاده کرده ام؟ به هرحال غربت معنای وسیعی دارد و حتی برخی از کسانی که از شهری دیگر به تهران مهاجرت کرده اند و بارها هم در طول سال به شهر خود سفر می کنند ،باز وقتی در تهرانند خود را در غربت می بینند.ضمن اینکه گاهی انسان در وطنش هم احساس غربت می کند.و نمی دانم این همه حساسیت شما در باره واژه غربت از کجا ناشی می شود؟در ضمن اطلاق کلمه غربت به شرایط زندگی یک نفر از ارزش مبارزه دیگران از جمله شما چیزی کم نمی کند.

      پاسخ به اين پيام

    • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 24 نوامبر 2008 23:05, بوسيله ى A.H. Amiri

      آیا واقعا نمی دانید غربت و ناخواسته در سرزمین دیگر زندگی کردن و همیشه در آن سرزمین بیگانه بودن چه معنایی دارد یا همینطور محض تفنن چنین پرسشی را مطرح می فرمایید. افراد با مدارک بالای تحصیلی (نه از آن گونه کردانیزه شذن آن)در کشورهای بیگانه محض تفریح به عنوان تاکسیران و میوه و خواربار فروش مخارج روزانه زندگی خودشان را در می آوند؟اگر هم معنی غربت را و وازه های دیگر را نمی دانید به فرهنگ نوین معین و یا برای آگاهی بیشتر به دهخدا مراجعه فرمایید.

      پاسخ به اين پيام

      • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 24 نوامبر 2008 23:10, بوسيله ى ژیلا بنی یعقوب

        آقای امیری ضمن سپاس از پیام هایتان ،متاسفانه پینگلیش می نویسید و من هر دوبار مجددا آن را به فارسی تایپ کرده ام.چرا که از انتشار پیام های پینگلیش به ویژه اگر طولانی باشد ،واقعا معذورم.امیدوارم پس از این شاهد پیام های شما به زبان فارسی باشم

        پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 5 دسامبر 2008 11:49, بوسيله ى حبیب اله بهرامی (شهنی)

    با سلام و عرض تسلیت . مرا هم در غم خویش شریک بدانید . روحش شاد . سلامتی و موفقیت بیش تر شما را از درگاه خداوند منان خواستارم .

    در سايت ببينيد : برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد

    پاسخ به اين پيام

  • برای همیشه از غربت به وطن باز می گردد 8 دسامبر 2008 02:44, بوسيله ى آسیه امینی

    تسلیت می گم ژیلا جان. باقی چیزها را خودت و دیگران بهتر گفته اید.

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.