این جعبه چوبی کی به ایران می رسد

دو شنبه 17 نوامبر 2008


هنوز مهاجر ما از غربت به وطن بازنگشته ،هنوز منتظریم ،خوابیده در یک جعبه چوبی به ایران بیاید. منصوره عزیز ،برایم نوشته است:

میدونم روزهای سختی را می گذرونید ولی به ما بگو که این جعبه چوبی کی به ایران می رسد بگو که موسای به رود نیل انداخته شده چگونه پناه رمه های بی پناه می شود؟ بگو که کجا ی خاک وطن سکنی میگیرد ؟ بگوتا که درکنارهم این جعبه چوبی را ازنیل پرتلاطم روزگار بگیریم با هم به او خوشامد بگوییم.

و چقدر برای من سخت است که بگویم بهمن باید به فرودگاه امام برود و برادرش را از گمرک ترخیص کند.و چقدر بی رحمانه است این واژه ها که به بهمن گفته شد :جنازه برادرتان در حکم کالاست و باید تمام مراحل گمرک را طی کند،به همین دلیل تحویل تابوتش که سه شنبه شب از پاریس به تهران می رسد، چند ساعت طول می کشد .





6 پيامهاى سخنگاه

  • این جعبه چوبی کی به ایران می رسد 19 نوامبر 2008 09:32, بوسيله ى سعیده امین

    داغ برادر سنگین و کمر شکنه..می شناسم این حس دردمندانه رو..خدا صبر بده

    در سايت ببينيد : http://konjzehn.blogfa.com

    پاسخ به اين پيام

  • این جعبه چوبی کی به ایران می رسد 20 نوامبر 2008 07:38, بوسيله ى علي ودايع

    در نمايشگاه مطبوعات جاي شوما خالي است. در جوار غرفه سرمايه هستيم و مدام ياد شما مي‌افتيم.

    در سايت ببينيد : سياست پيشه

    پاسخ به اين پيام

  • این جعبه چوبی کی به ایران می رسد 20 نوامبر 2008 12:08, بوسيله ى م

    سلام خانم بني يعقوب براي اولين بار وارد وبلاگ شما شدم، هيچ وقت مقالات شما در صبح امروز - آن گارد با ميلگرد آمد - را از ياد نميبرم، هميشه سرافراز و پايدار باشيد.

    پاسخ به اين پيام

  • این جعبه چوبی کی به ایران می رسد 22 نوامبر 2008 00:26, بوسيله ى فرزاد حسنی

    زیلا جان تسلیت . نمی دانستم مسافراین جعبه چوبین برادر همسرتان است . تسلیت به شما و همسر محترم و آرزوی آراش روح درگذشته . اما برای اطلاع رسانی : دعوت به بازدید از وبلاگ فرزادحسنی آخرین مطالب و نوشته های فرزاد حسنی را از این آدرس بخوانید . تعدادخوانندگان وبلاگ فرزاد حسنی در کمتر از سه ماه از مرز 21 هزار نفر گذشت .لطفا اگر از مطلبی خوشتان امد و یا حتی بدتان آمد حتما اظهار نظر کنید و اگر نکته ای را برای گوشزد کردن لازم دانستید حتما یاداوری نمایید .با تشکر آخرین مطالب این وبلاگ عبارتند از : • مشکل خاص :داشتن همسران زیبا • گزارشی از وبلاگ به خوانندگان • پیری • چند تا" یادداشتخاطرهنکته" با و بی رابط • مصاحبه جالب وجنجالی خبرنگار شهرستانی با "نیکی کریمی • چرا "کنعان "را دوست دارم ؟؟ • شهر قصه و پرده دوم • زنگ تلفن و خاطرات نه چندان دور • روایت من از پویش (کمپین )دعوت زا خاتمی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری • سفرنامه جنوب آدرس وبلاگ اینجاست : http://talkhzibast.persianblog.ir

    در سايت ببينيد : فرزاد حسنی

    پاسخ به اين پيام

  • این جعبه چوبی کی به ایران می رسد 22 نوامبر 2008 11:34, بوسيله ى امیر کیا

    خانم محترم، من از مطلب آقای بهمن احمدی امويی در گویا به مطلب شما رسیدم، و هنوز هم نمیدانم نسبت شما با آقای بهمن احمدی امويی و در نتیجه مرحوم قربان احمدی امويی چیست، فقط از شکل و قالب سایتهایتان و نوعِ برخوردتان با درگذشت آقای قربان احمدی امويی حدس زدم که با آقای بهمن احمدی امويی نسبتی دارید و بالمعال با مرحوم قربان احمدی امويی. نمیدانم ۲ یا ۳ روز پیش بود که کامنتی برایتان گذاشتم و بنا بر مشابهت هائی که بین خودم و ایشان دیدم و سرگذشت مشترکمان برایتان بعد از تسلیت، سئوالی کردم که ظاهرا خوشتان نیامد و آنرا سانسور کردید. منهم معلم بودم، من هم یک روز در سالهای ۶۰ مجبور شدم از ایران فرار کنم، منهم به فرانسه آمدم و منهم پناهنده شدم، منهم ملیت فرانسوی گرفتم، منهم ... اما من از جائی به جائی دیگر پناهنده شدم و حتی بعد از سالها ملیت فرانسوی داشتن، هنوز یک پناهنده ایرانی با ملیت فرانسوی هستم. اما سوالی که از شما پرسیدم نه فحش بود و نه ناسزا، فقط پرسیدم، برای کسی که بقول شما در سالهای اخیر چند بار به ایران آمده است، استفاده از کلمات هجرت و غربت و این حرفها شایسته نیست. ایشان پناهنده ای بودند که از قاتلان مردم ایران، تقاضای پاسپورت کردند و به دیدار مادرشان رفتند و ... میدانید، این نوع توجیهات برای رفتن به ملاقات شیطان(لااقل برای ایشان که پناهنده بودند)، دلائلی است بسیار رنگ و لعاب پریده، داستان مادر و پدر پیر و مریض، در بیمارستان بودن برادر و اینها، چیزهائی است که کم ندیده ام. دوباره به شما و آقای بهمن احمدی امويی تسلیت میگویم و از شما میخواهم که صبور باشید و کمی هم جرات برای گذاشتن یک کامنت داشته باشید.

    در سايت ببينيد : این جعبه چوبی کی به ایران می رسد

    پاسخ به اين پيام

    • این جعبه چوبی کی به ایران می رسد 24 نوامبر 2008 23:20, بوسيله ى ژیلا بنی یعقوب

      در پاسخ به سوال تان باید بگویم که بهمن همسرم است و اما احتمالا کمی بدبین هستید .من قصد سانسور کامنت شما را نداشتم اما همین جور که ظاهر وبلاگ نشان می داد چند روزی اصلا آپدیت نشده بود و دلیلی نداشت جز رسیدن همان جعبه چوبی و در گیری های مربوط به مراسم تشییع و تدفین و سایر برنامه های مربوط به این اتفاق.پس طبیعی بود چند روزی اصلا فرصت سر زدن به وبلاگم و انتشار پیام ها و دادن پاسخ به سوالات شما را نداشته باشم به هرحال با پوزش از این تاخیر اجتناب ناپذیر ،در پاسخ به کامنت قبلی تان که در پست قبلی منتشر شده ،تا حد امکان سعی کردم به پرسش های شما پاسخ دهم

      پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.