لطفا !یک فنجان چای داغ برای خبرنگارها و یک ناهار ساده تر برای کارفرماها

شنبه 13 دسامبر 2008


سارای عزیز تجربیاتش را از دشواریهای روزنامه نگاری در ایران نوشته و جمله ای را هم به نقل از روزبه در مطلب خود آورده است:

کسی که به تو نان نمی دهد ،آزادی هم نمی دهد.

نوشته ی سارا و جمله ی روزبه بار دیگر مرا با خود به دشواریهای روزنامه نگاران ایران برد.به کسانی فکر کردم که به راحتی حقوق روزنامه نگاران را نمی دهند اما قرار است که برای همه مردم ایران آزادی و دمکراسی و حقوق بشر به ارمغان بیاورند.اشتباه نکنید !وقتی می گویم حقوق روزنامه نگاران ،منظورم حقوق مان به معنای واقعی کلمه نیست.منظورم همان مبلغ اندکی است که به عنوان حقوق ماهانه باید به ما بدهند و نمی دهند و یا اگر هم بدهند با صد تا منت می دهند.انگار نه انگار که آنچه به ما می پردازند خیلی کمتر از ارزش کاری است که با این همه مانع و فشار سیاسی و اجتماعی انجام می دهیم.اغلب این کارفرماهای اصلاح طلب جوری حقوق ما را می پردازند که انگار به ما لطف می کنند و یا احیانا صدقه ای برای سلامت خود و خانواده شان می پردازند.معمولا نمی دانند که این حقوق ماهانه حق ما و پرداختش وظیفه آنهاست.

من این روزها به کارفرماهایی فکر می کنم که طلب دهها روزنامه نگار را نپرداخته اند اما حامی (اسپانسر)مالی و معنوی جلسات برخی از کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری شده اند.کاندیداهایی که تندترین شعارها را برای احقاق آزادی و دمکراسی و همه حقوق از دست رفته مان می دهند.آیا کسانی که به ما نان نداده اند،نانی که حق ما بوده است ،قرار است به ما آزادی بدهند؟

روزنامه نگاری برایم تعریف می کرد :وقتی برای پیگیری حقوق معوقه اش با روزنامه شرق تماس گرفته بود ،یکی از کارمندان بخش مالی این روزنامه به او گفته بود :"حاج آقا ،فعلا در مکه هستند و قرار است پس از بازگشت از مکه حساب و کتاب های مربوط به بدهی هایشان را انجام دهند."

روزنامه نگار با تعجب گفته بود :"اما من شنیده بودم افراد قبل از سفر به حج باید بدهی هایشان را بپردازند!نه اینکه با بدهی های مردم به مکه بروند."

به این دوست عزیز گفتم :چرا تعجب کردی؟سالهاست که مدعیان دین در این کشور با کوهی از بدهی های مادی و معنوی که به مردم دارند ،به حج می روند.آن هم نه یکبار که دهها بار.مگر نمی دانی یکی از مسابقه های مردان جمهوری اسلامی افزودن به تعداد سفرهای حج شان است؟چه فرقی می کند با پول چه کسی به حج می روند ؟مهم این است که در مسابقه حج رفتن از یکدیگر عقب نیفتند!

کارفرمای تعدادی از روزنامه های اصلاح طلب رفتار شگفت انگیزی دارد ، اگر هرکدام از کارکنانش به هردلیل استعفا دهد ، فوری نام او را از فهرست پرداخت حقوق خط می زند.اشتباه نکنید ،منظورم فهرست حقوق ومزایای ماههای آینده نیست که روزنامه نگار مستعفی و یا حتی اخراجی با این روزنامه همکاری نخواهد داشت.نه !اینکه عجیب نیست.منظورم حذف نام تان از فهرست پرداخت حقوق ماههایی است که برایش کار کرده اید.معمولا این روزنامه های اصلاح طلب حقوق شان را با دو -سه ماه تاخیر پرداخت می کنند.بنابراین روزی که شما استعفا می دهید ،حقوق دو-سه ماه آینده را طلب دارید.وقتی نام شما خط می خورد اگر حوصله شکایت داشته باشید ،باید به وزارت کار بروید که پروسه شکایت و صدور حکم و تجدید نظرخواهی کارفرما نزدیک به یکسال طول می کشد.خیلی ها در میانه ی این روند طولانی خسته می شوند واز خیر دریافت حقوق چند ماه آخر خود می گذرند.

برخی از این روزنامه نگاران هم به سراغ انجمن صنفی روزنامه نگاران می روند و شکایت کارفرما را به هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران می برند.هیئت مدیره ای که چندنفرشان برای همین کارفرماهای مورد شکایت روزنامه نگاران کار می کنند و در این صورت مشکلات پیگیری موضوع از چنین کارفرماهایی قابل تصور است.

در تازه ترین اتفاق ،هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از سردبیر(سعید لیلاز) و سرمایه گذار(علی خدابخش) روزنامه سرمایه که بیشترین شکایت روزنامه نگاران مربوط به آنها بوده ،دعوت کرد تا در جلسه ای به موارد اتهامی پاسخ بگویند.در واقع جلسه ای برای محاکمه آنها.برخی از اعضای هیئت مدیره در باره برگزاری این جلسه تبلیغات زیادی به راه انداختند که" ما نسبت به شکایت روزنامه نگاران بی تفاوت نمانده ایم و به منظور احقاق حقوق از دست رفته شان این کارفرما و سردبیر را احضار کرده ایم."

چند روز پس از برگزاری این جلسه ،از یکی از اعضای هیئت مدیره که خود به چگونگی برگزاری این جلسه معترض بود ،شنیدم:"جلسه ای که قرار بود محاکمه کارفرماهای خاطی باشد ،بیشتر شبیه به یک ضیافت مفصل بود ،ضیافتی با یک پذیرایی مفصل...جلسه ای که همراه با صرف ناهار به شنیدن جوک ها و خاطرات افراد خاطی تبدیل شده بود. در چنین فضایی ستاندن حق روزنامه نگاران از کارفرماهای خاطی امکانپذیر نبود."

به گفته راوی :"در هیچ کدام از جلسه های عادی انجمن چنین پذیرایی از مدعوین به عمل نمی آید ".راوی به دیگر همکارانش اعتراض کرده بود ،اعتراضی که البته مورد توجه شان قرار نگرفت.

و من به یاد حرفهای یکی از روزنامه نگاران شهرستانی افتادم که هروقت برای پیگیری کارهایش از شهری دور به تهران می آید ،پس از گذراندن شبی پر از خستگی در اتوبوس ،وقتی به انجمن می رسد ،حتی با یک چای سرد و سلام گرم هم از او پذیرایی نمی شود.کاش این هیئت مدیره گاهی هم با یک فنجان چای داغ از خبرنگاران شهرستانی پذیرایی و ضیافت کارفرماهای خطا کار را کمی ساده تر برپا می کرد.ضیافتی که احتمالا با حق عضویت همان خبرنگاران شهرستانی که سالهاست طلبشان را از کارفرماهای خطا کار نگرفته اند،برگزار می شود.

این روزها گوشم پر است ازاین حرفها که کارفرماهای اصلاح طلب این روزنامه ها تحت فشار هستند و اگر نمی توانند حقوق تان را بپردازند ،به خاطر فشارهای دولت است.بله !تا حدودی حق دارند:کسی در این کشور بلد نیست یا نمی خواهد یا نمی گذارند! که یک بنگاه کوچک اقتصادی از جمله یک روزنامه را بدون کمک (بخوانید رانت ) دولتی اداره کند.اشکالی ندارد که شما کارفرماهای اصلاح طلب بدون کمکهای دولت نمی توانید روزنامه های تان را اداره کنید،اما من هم نمی توانم معنای انتقادهای شما را به روش اداره کشور توسط احمدی نژادها درک کنم.

من نمی فهمم کسانی که از اداره یک واحد کوچک چهل-پنجاه نفره عاجزند ،چگونه نسخه های طویل و علمی برای اداره اقتصادی کشور می پیچند؟

مطالب مرتبط

آنچه بر سر روزنامه نگاران حق التحریر می آید

گفت و گوی فریده غائب با رادیو زمانه در باره مشکلاتش در روزنامه سرمایه

گفت و گو با نیلوفر محبعلی در باره مشکلات صنفی روزنامه نگاران

مروری بر اعتراض های روزنامه نگاران





11 پيامهاى سخنگاه

  • آفرین به شما خانم بنی بعقوب. این آقای خدابخش در شرق هم که بود حق روزنامه نگاران را خورد. اگر پول ندارند و تحت فشار هستند چطور چاپخانه سه میلیارد تومانی خریده اند؟

    در سايت ببينيد : پس چطور چاپخانه می خرند

    پاسخ به اين پيام

  • بنام خدا مبتدا و خبر با هم تطابق ندارد.

    تخت روان این روزنامه ها بر دوش همین روزنامه نگارانی روان است که از گرداننده آن شاکی هستند.

    اگر این همه مصیبت برقرار است بروشی کاملا دموکراتیک جمع روزنامه نگاران تحت ستم باهم دو روز دست از کار بکشید و وقتی چهار تا روزنامه منتشر نشد بالاخره واکنش اجتماعی رخ میدهد. ممکن است بفرمایید کدام واکنش اجتماعی؟ متین و منطقی است ولی بیاد بیاورید زمانی که دانشجویان هیجان زده سیاست های تبلیغی همین روزنامه نگاران محترم با تحریک روزنامه های مورد نظر شما وارد درگیری غیر اصولی شدند و نتایج تلخ آن را به تنهایی و بدون غمزه چشمی از طرف روزنامه نگاران محترم متحمل شدندآیا آب از آب در این نامه های روزانه تکان خورد؟

    هذا بمثل ذلک والبادی اظلم(مثل عربی شاید معادل : جواب های هوی است بااین اضافه که آغازگر ظالمتر است)

    پاسخ به اين پيام

  • خانم بنی یعقوب

    راست می گویید کسی که به ما نان نمی دهد آزادی هم نمی دهد. شنیدم آقای خدابخش اسپانسر جلسات انتخاباتی آقای عبدالله نوری و آقای لیلاز هم کارگردان این برنامه هاست .چه شود؟؟!!گل بود به چمن هم اراسته شد.لابد با این همه شعارهایی که آقای نوری می دهد وزاری آینده اش هم افرادی مثل خدابخش و لیلاز هستند ای خانم !چپ و راست در ایران مثل هم هستند چه فرقی هست بین اطرافیان احمدی نژاد و خاتمی و عبدالله نوری؟؟؟ بیچاره ادوار تحکیم وحدت که دلشان را به چه کسانی خوش کرده اند؟البته مگه ادواری ها خودشون سابقه بهتری دارند؟مگه اینا پلیس دانشگاه در دهه ها یقبل نبودند؟همه ما ول معطلیم خانم عزیز

    پاسخ به اين پيام

  • عبدالله نوری آدم خوبی است .و شاید اطرافیانش را خوب نمی شناسد

    پاسخ به اين پيام

  • سرکار خانم بنی یعقوب همه کارهایتان وگزارشتتان عالیست. این خصلت سرمایه دارهای وطنی است که فقط "پول دار" هستند و رابطه دارواز اصول به قول خودشان "اقتصاد آزاد" که همه شان ازطرفداران سینه چاکش هستند "گریه کردن از بی پولی"را یاد گرفته اند. جای تاسف است که مدعیان "فعالیت فرهنگی" نیز به آنان اضافه شده اندونمونه آن را همین امروز 24/9/1387در سایت "گویا"به قلم خانم "فرهودی" در مورد یک انتشاراتی و مسئولین یا صاحبان آن خواندم و خواندنیست.این نتیجه پول دوستی است که متاسفانه همه مارا کم و بیش به آن مبتلا کرده اند اما وای بر ما با این فعالان "فرهنگی" کشورمان که روی عمده فروشان میدان میوه و تره باررابعضا سفید کرده اند.

    پاسخ به اين پيام

  • سلام اگر 6 نفر تمثال شوما در مجمع صنفي بود و ااتحاد وجود مي‌داشت ديگر شاهد اين‌گونه ضايع شدن حقوق روزنامه‌نگاران توسط زنبوران بي‌عسل نمي‌بوديم. نمي‌دانم شنيديد يا نه! يك خبرنگار زن در آبادان توسط رئيس ايرنا مورد ضرب و شتم واقع شد! مظلوميت تا كجا؟؟؟؟؟

    در سايت ببينيد : سياست پيشه

    پاسخ به اين پيام

  • خانم بنی یعقوب عزیز سلام ان چهار صد نفر را به دقت خواندم. منیزه باختری

    پاسخ به اين پيام

    • سلام مهربان، شما هم مي‌دانيد كه حتي شكل گيري اغلب احزاب موجود در ايران، معطوف به تدبير قدرت و انجام اصلاحات از بالا است. اين البته با تلقي اغلب مردم جامعه‌ي ما از مضامين ديني و اصلاح امور از سوي ابرقدرتي كه خدا يا قدسين باشند نيز هماهنگي يافته است و به‌نظر مي‌رسد در اين روند، كه دين و حكومت يك كاسه شده‌ است انتظاري بيش از اين نمي‌توان داشت. يعني هنگامي كه در تصور ما «بالا» عبارت باشد از «قدرت متمركز براي اصلاحات» و «پايين» عبارت باشد از « انبوه متكديان» آنگاه نه واقعه‌‌ي توزيع قدرت اتفاق خواهد افتاد، و نه احزاب و نهادهاي مردمي پديد مي‌آيد. احتمالا در اين روند است كه «حق و حقوق» هم با يك چرخش ظريف جاي خود را به رشوه و رانت مي‌دهد. زنده باشيد: علي طهماسبي

      پاسخ به اين پيام

  • جمهوري اسلامي همين است كه ميبينيد. اينا همهشون همين هستند كه ميبينيد. مملكت ايران و ايرانيان همه و همه چيز در خدمت آقايان و خانمهاي اسلامي عين گوشت قرباني مجاني.

    پاسخ به اين پيام

  • بعله - روزنامه سرمايه - حالتون خوبه خانم بني يعقوب؟ فكر ميكردم هنوز در سرمايه تشريف داريد - ظاهرا مشكلي پيش اومده

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.