به یاد زندگان زير آوارهای بم

چهار شنبه 24 دسامبر 2008


سالروز زلزله بم است .هنوز هم فکر کردن به آن روزها و شب ها عذابم می دهد.بویژه فکر کردن به صدها نفری که زیر آوار مانده بودند و کسی به دادشان نرسید؟

من هنوزهم بعداز اين همه سال از خودم مي پرسم:بر زنده مانده هاي زير آوارها چه گذشت؟ چند ساعت و چند روز آن زيرآوارمانده ها تلاش کردند از ميان گلوي بي رمقشان آخرين فريادها را بيرون بدهند ،با اين اميد که شايد کسي دستشان را بگيرد و از زير خاک بيرون بکشد...اما صد افسوس که کسي حتي صدايشان راهم نشنيدچه برسد به اينکه دست یاري به سوي شان دراز کند.

ادامه مطلب





1 پيام

  • به یاد زندگان زير آوارهای بم 4 ژانويه 2009 16:00, بوسيله ى آیدا

    یکی از صحنه هایی که خیلی اذیتم میکرد, وقتی بود که مادری که تا لحظه های آخر زندگی فرزندش در کنار او نشسته بود و جان دادنش را نگاه میکرد, دستان سردش را در دست گرفته بود و اشک میریخت.. از زلزله نبود, اصلا ایران هم نبود.. از آوار جنگ بود و ما همه شاهد آن صحنه بودیم, از تلویزیون یا از نزدیک... از خودی ها و از طبیعت نبود.. از آدم بود که بر آدم میآمد... به هرحال... خاطرات بم از تلخترین خاطرات همه ی ماست... نمیدانم فسادهایی که بعد از زلزله پیش آمد تلخ تر بود و یا خود زلزله.. هر کدام بود تلخترین مصائبی است که از انسان بر انسان میرود... روحشان شاد... دل بازمانده هایشان آرام.

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.