آنان که «هر دو طرف» را محکوم می کنند، پست تر از خود قاتلانند!

ميشل وارشاوسکی/برگردان: محمد علی اصفهانی

چهار شنبه 7 ژانويه 2009


در اين جنگ

من در کنار و همدل قريه ها هستم...

من در کنار و همدل آن مادرم.

من در کنار و همدل آن پدربزرگم.

و آن هشت کودک پناه گرفته در يک مينی وانت.

من در کنار و همدل آن روسری ابريشمی سفيد هستم...

به نام همه ی کتاب های زيبايی که خوانده ام

به نام همه ی بوسه هايی که داده ام

چنين باد که ارتش ما

در اين جنگ

منهدم شود!

اَهارون شابتی ـ شاعر، نويسنده، مترجم، و استاد برجسته ی دانشگاه عبری اورشليم ٭

سازمان «وحدت يهودی فرانسه برای صلح»، مقاله ی تازه يی از ميشل وراشاوسکی، نويسنده، روزنامه نگار، و سياستمدار شريف اسراييلی را منتشر کرده است که او در آن ـ خيلی ساده و راحت و بی درد سر ـ آيينه يی گذاشته است در برابر آدم های «مترقی» چنگ و چنگول پاکيزه يی که آن ها را هميشه در همه جا ـ و مخصوصاً در اين روز های تجاوز جديد اسراييل به غزه، در جامعه ی ايرانی خودمان ـ می بينيم. و شايد در موادی خود ما هم يکی از آن ها باشيم.

اين نوشته ی کوتاه، بی نياز از هر توضيحی است. فقط به شرطی که هر کسی پس از خواندنش جرأت اين را داشته باشد که در آيينه به خود نگاه کند...

****

سرانجام، روزی خواهد آمد که باراک، اولمرت، ليونی، و اشکنازی را همچون ديگر جنايتکاران جنگی، در برابر يک دادگاه عدالت بايستانند، و از آن ها بخواهند که پاسخگوی جناياتی باشند که مرتکب شده اند.

وظيفه ی ما اين است که جهان را آنقدر از رفتار اينان آگاه کنيم که بتوانيم مطمئن باشيم که اينان بهای قتل عام هايی را که مرتکب شده اند خواهند پرداخت.

اما علاوه بر اينان، يک نوع دوم از جنايتکاران هم وجود دارند. اين نوع دوّم احتمالاً می توانند از قرار داده شدن در برابر دادگاه ها فرار کنند.

اين ها دست های خودشان را مستقيماً به خون مردمان نمی آلايند؛ اما برای قاتلان، مشروعيت روشنفکرانه فراهم می آورند. اين ها، در واقعيت امر، يگانی از دولت و ارتش آدمکشان را تشکيل می دهند.

نويسندگان اسراييلی «آموس اُزد»، و «يهوشا» نمونه های تيپيک روشنفکران مفلوک و مسکينی از اين نوعند. هر بار که جنگی رخ می دهد، آن ها را می بينيم که داوطلب کمک رسانی به دستگاه جنگ افروزی اسراييل شده اند. حتی بدون آن که از آن ها دعوتی به عمل آمده باشد.

کار نخست آن ها اين است که برای تهاجم اسراييل، از خودشان منطق ببافند. و بعد، به عنوان دومين کار، گريه و زاری به راه بياندازند که ما پاک و مطهر و معصوم بوديم، اما چه می توان کرد؟ طرف مقابل، ما را ناچار به وحشی گری ساخت!

دليل تراشی آموس ازد، و يهوشا، طبعاً روشن است: بايد در مقابل حمله ی راکتی به سدروت ٭٭ عکس العمل نشان داد. انگار که همه چيز، با اين راکت ها شروع شده است!

يهوشا، در شماره ی ۳۰ دسامبر هاآرتص می نويسد: «من برای ايتاليايی ها روشن کرده ام که چرا اين عمليات اسراييل، ضرورت داشته است...».

«يهوشا» و «ازد»، از ياد برده اند که يک سال و نيم است که اسراييل، وحشيانه، يک ميليون و نيم انسان را در محاصره ی کامل قرار داده است. با محروم کردنشان از حق برخورداری از ابتدايی ترين ضرورت های زنده ماندن. اين ها بايکوت کردن دولتی را که مردم فلسطين، در يک انتخابات آزاد و دموکراتيک برگزيدند [ بايکوت به وسيله ی اسرايیل و «جامعه ی جهانی» ـ م ] به ياد نمی آورند.

اين ها فراموش کرده اند که اسراييل، به زور، غزه و کرانه ی رود اردن را از يکديگر جدا کرد تا بتواند مردمان غزه را به جرم انتخاب کردن نمايندگان خود، در قرنطينه بگذارد و تنبيه کندشان. آخر، آن ها حق چنين انتخاب غلطی را نداشتند.

اين ها، اول: شروع به پس و پيش کردن ترتيب زمانی وقايع کردند، و آن را مطابق ميل خود از نو نوشتند. و بعد: دست به دامان منطق قرينه سازی و همسنگ نمايی شدند:

«خشونت، از هردو سو به کار رفته است، و ما شاهد قربانيان بی گناه در غزه و اسراييل ـ هر دو ـ هستيم. هر غير نظامی کشته شده، يک قربانی بی گناه است.».

اما اينجا يک مشکل در کار است: در اين دليل تراشی و منطق بافی، نه ترتيب زمانی، و نه تناسب عددی، هيچکدام با واقعيّت، همخوانی ندارد.

سه غير نظامی در جنوب اسراييل، کشته شده اند. اما چه وقت؟ بعد از آن که نيروی هوايی اسراييل، در بمبارانِ دقيقاً از پيش طراحی شده و برنامه ريزی شده ی مرکز غزه، بيش از سيصد فلسطینی را کشت.

اين دو انتلکتوئل، که خيلی به چشم آمدنی و در مديا ظاهر شونده هستند، به حزب چپ صهيونيست «مرتز» به لحاظ معنوی کمک می کنند تا تهاجم جنايتکارانه ی وزير دفاع را مورد تأييد قرار دهد.

«مرتز» البته بعد ها ـ وقتی که موقع لازم فرا رسد ـ مخالفت خودش را با کشتن مردم فلسطين اعلام خواهد کرد. يعنی وقتی که «جامعه ی جهانی»، شروع کند به سخن گفتن از دغدغه ی خاطر خود نسبت به «خطا های اسراييل». اما در حال حاضر، علی الحساب، «جامعه ی جهانی» در سکوت به سر می برد، و حتی به نظر می رسد که شادمان هم هست از اين که می بيند که اسراييل، با او در جنگ مقدس صليبی عليه خطر جهانی يی به نام مسلمانان، سهيم و شريک شده است.

اروپا، برای اين که به مردم دنيا نشان دهد که دچار دغدغه ی خاطر است، به صورتی سمبليک، بعداً، يک کمک انساندوستانه به مردم غزه تقديم خواهد کرد. اما در اين فاصله ی زمانی، برنارد کوشنر وزير امور خارجه ی فرانسه، رسماً حمايت خود را از عمليات اسراييل اعلام می کند. ايشان البته قول داده است که يک مقدار مواد اوليه ی زندگی روزمرّه هم به غزه ارسال کند.

من نمی توانم جلوی خاطرات خودم را بگيرم و به ياد ماجرايی نيافتم که خوانده ام:

هيأت نمايندگی صليب سرخ، به ديدار اسيران اردوگاه مرگ نازی رفته بود تا برای آن ها شکلات و بيسکويت ببرد! می دانم که اين دو عمل، يکی نيستند. اما کسی نمی تواند خاطرات به هم پيوسته ی خود را کنترل کند..

کوشنر البته يک فضای مناسب، و يک «عذر موجّه» هم دارد: رژيم های عربی، مخصوصاً رژيم حسنی مبارک، از تجاوز اسراييل به غزه، حمايت می کنند. آن ها هم می خواهند شکلات و بيسکويت برای کودکان غزه بفرستند. البته به جز کودکانی که در بيمارستان «شفا»، دروغکی مرده اند.


عنوان و لينک مقاله:

Condamner les «deux côtés» : pire que les assassins

www.ujfp.org/modules/news/ar...

٭ قسمتی از شعر «به هنگام جنگ» که اَهارون شابتی، به هنگام تجاوز سال ۲۰۰۶ اسراييل به لبنان، سروده بود. برای شناخت بيشتر از اَهارون شابتی به عنوان يکی از برجسته ترين شاعران زبان عبری:

«نگاهی به نامه ی اَهارون شابُتِی، همراه با دو شعر از او»، به همين قلم:

http://www.ghoghnoos.org/khabar/kha...

٭ برای شناخت بيشتر از ميشل وارشاوسکی، و نيز ـ به خصوص ـ نگاهی به واقعيت تجاوز نظامی اخير اسراييل به غزه: «تحليل برخورد جهان با ماجرای غزه، از ديد ميشل وارشاوسکی» همراه با مقدّمه و توضيحات، به همين قلم:

http://www.ghoghnoos.org/khabar/kha...

٭ برای شناخت بيشتر از سازمان «وحدت يهودی فرانسه برای صلح» ـ از جمله ـ مطالبی در لينک های زير:

http://www.ghoghnoos.org/khabar/kha...

http://www.ghoghnoos.org/khabar/kha...

http://www.ghoghnoos.org/khabar/kha...

http://www.ghoghnoos.org/khabar/kha...

٭٭ «سدروت» يک شهرک فلسطينی در منطقه ی نجد بود. در سال ۱۹۴۸پس از نخستين تجاوز های اسراييل به سرزمين های فلسطينی و اشغال آن ها، مردمان اين شهرک ـ به ناچار ـ به نوار غزه پناه بردند. چند سال بعد از آن، در ۱۹۵۱ کم کم مهاجران يهودی از نقاط ديگر جهان، به آن منطقه ی به اجبار ترک شده توسط صاحبان فلسطينيش، مهاجرت کردند. فقط دوازده سال پيش يعنی در سال ۱۹۹۶ بود که اسراييل پذيرفت که آن را به عنوان شهر به رسميت بشناسد.اين شهر کوچک درست در جوار نوار غزه قرار دارد. در پی آن که اسراييل پيشنهاد های مکرر آتش بس از طرف حماس را رد کرد، و در پی حملات مستمر اسراييل به غزه و کشتار و تخريب و آدمربايی در آن، و در پی انحصار اين باريکه ی کوچک ـ با يک و نيم ميليون ساکن ـ و در پی محروم کردن کودک و جوان و پير و خرد و کلان و زن و مرد آن از الزامات اوليه ی زندگی همچون تغذيه و بهداشت، حماس، ضمن درخواست کردن از مردم عادی به تخليه ی اين شهر ـ که اسراييل از آن به عنوان يکی از نقاط نظامی برای تجاوز به غزه استفاده می کند ـ راکت هايی به سمت آن پرتاب کرد

برگرفته از سایت ققنوس





9 پيامهاى سخنگاه


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.