سال نو رسید اما...

جمعه 20 مارس 2009


سال نو رسید اما دلهای بسیاری پر از غم است .

دل خانواده امیدرضا میر صیافی وب‌نگار ایرانی که در زندان جانش را از دست داد.نمی دانم واقعا خودکشی کرده است یا نه؟اما می دانم خیلی باید برای خانواده و دوستانش سخت بوده باشد که حداکثر خودشان را برای دو سال دوری از عزیزشان آماده کرده بودند.که حتما تحمل همین دوسال دوری هم برایشان سخت بوده است و حالا باید داغ دوری اش را برای همیشه تحمل کنند.خواهرش در تعریف چگونگی باخبر شدن از مرگ برادر عزیزش می گفت که یکی از نزدیکانش به او تلفن زده و در حالی که گریه می کرده ،گفته است :"امیدرضا آزاد شد." و خواهر از او پرسیده :"پس چرا گریه می کنی؟.."و بعد فهمیده که منظورش آزادی همیشگی از هر زندانی بوده است ،زندان اوین ،زندان جهان ، زندان تن و هر زندانی که فکرش را بکنیم.

خانواده امیرحشمت ساران ،زندانی سیاسی نیز دو هفته پیش او را ازدست دادند.

خانواده های زندانیان سیاسی از جمله دانشجویان زندانی بدون عزیزانشان در کناره سفره هفت سین نشستند.منصور اسانلو حتی نتوانست در عروسی فرزندش حضور یابد.

عالیه اقدام دوست پشت میله های زندان است ،فقط به خاطر شرکت در تجمع مسالمت آمیز زنان بر ضد قوانین تبعیض آمیز به سه سال زندان محکوم شده است.

برخی از گزارش ها حاکی است که خانواده های زندانیان سیاسی که قصد برگزاری مراسم سال تحویل را در بیرون از حصارهای زندان اوین داشتند با یورش ماموران مواجه شدند.

بیش از 600 تن از فعالان مدنی برای همبستگی و حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی و اجتماعی در آستانه عید نوروز بیانیه ای صادر کردند.

دل مادر زهرا بنی یعقوب همچنان پرخون است و همچنان می گوید :چرا کسی به داد ما نمی رسد؟

گزارشگران بدون مروز در پیامی به مناسبت آغاز سال نو آورده است :

"سال نو را با یاد عزیز

احمد جاوید روزنامه نگار افغانی و امیدرضا میر صیافی وب‌نگار ایرانی که در راه روشنگری و نبرد با سیاهی جان باختند، آغاز می کنیم .

به یاد همه عزیزان دربند شمع روشن می کنیم تا در پرتو نور و روشنی، سیاهی سلول در جهان نماند."

باشد تا در قدم باد بهار پریشانی شب‌ها و بد عهدی ایام به پایان رسد.

شک نداریم امیدمان جاوید می ماند ."

محمد رضا نظری هم پیام زیبایی برایم نوشته است :

"نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست

اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد."





4 پيامهاى سخنگاه

  • سال نو رسید اما... 24 مارس 2009 15:13, بوسيله ى م م علوي

    سلام و سال نو مبارك خيلي وقت نيست كه با وب نوشت شما آشنا شدم اما جدابيت آن برايم خيلي زود نمايان شد. جذابيت البته نه از نوع روزنامه نگاري زرد يا فيلم هاي باليبودي، به خاطر نوشته هايي كه گويي از لابلاي گوشت و پوست اين مردمان بلند شده است. خيلي خوشحال مي شوم زماني كه مي بينم در هياهوي وبلاگ ها و وب نوشته هاي آرمان گرايانه هستند كساني كه آرمان گرايند اما واقع بين. راستي از برادر زاده شما (اگر اشتباه نكرده باشم) خيلي خوشم آمده، اين آقا پسر را به واقع مي توان گفت، آينده ساز اين مرز و بوم. بينش بالايي دارد، اميدوارم همچنان بماند و كوتاه نيايد. خوشحال مي شوم به وبلاگ من هم سري بزنيد و راهنمايي كنيد. و اينكه در صورت امكان لينك آن را بگذارم

    پاسخ به اين پيام

  • سال نو رسید اما... 26 مارس 2009 12:25, بوسيله ى shaigan

    سلام سال قبل همچون قبل‌ترش همراه با فضاي مه و غبار محلي بر آسمان ايران بودو رهايي!اميدرضا بر درد اين دردبي‌درمان‌مان افزود. اميد كه روحشان از ما به‌خاطرعملكرمان درسال‌هاي جديد شاد باشد. وبسايت شما در سال گذشته هميشه از انتخب‌هاي اوليه‌ام بود. نوروزهايي همراه با موفقيت برايتان آرزومندم و پنجره‌اي به رزوتر. موفق باشيد http://danipix.blogfa.com/

    پاسخ به اين پيام

  • سلام 2 آوريل 2009 19:51, بوسيله ى shahin

    خانم بني يعقوب يكم تحويل بگيريد!جاي دوري نميره!

    پاسخ به اين پيام

  • سال نو رسید اما... 12 مه 2009 12:15, بوسيله ى ydBtbYCE

اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.