زنان و مردانی که در تهران گریستند

شنبه 13 ژوئن 2009


ظهر امروز ،پس از اعلام قطعی نتایح انتخابات ، از خانه که بیرون رفتم انگار مردم در یک شوک و بهت بزرگ فرو رفته بودند.

کم کم این بهت به بغضی سنگین تبدیل شد.من در گوشه و کنار میدان ولی عصر ،خیابان ولی عصر و میدان فاطمی مردان و زنانی را دیدم که اشک می ریختند.برخی به دیواری تکیه داده و بعضی روی زمین نشسته بودند .بغض شان ترکیده بود و اشک پهنای صورتشان را پوشانده بود.مرد و زن نداشت . وچه بسیار مردانی که بدون خجالت و بلند بلند گریه می کردند. به خاطر از دست رفتن آرزوهایشان اشک می رختند.

و بعد این بغض و اشک به خشم و اعتراض تبدیل شد .اعتراضی که حتما تا حالا اغلب شما یا تصاویرش را دیده اید و یا خبرهایش را خوانده اید.





9 پيامهاى سخنگاه

  • زنان و مردانی که دیروز در تهران گریستند 14 ژوئن 2009 00:27, بوسيله ى آرش

    دوستان گرامی:

    کودتاچی هیچوقت چون حالا منزوی و بدبخت نبوده است. تنها شاهرودی به احمدی نژاد تبریک گفته. یزدی هم یه حرفی زده است.

    در این تردیدی ندارم که این بار ملت پیروز خواهد شد.

    گام های فوری به گمان من:

    - کمپین برای جلوگیری از برسمیت شناخته شدن دولت کودتا از طرف دولت ها

    - سازماندهی گسترده اعتصابات مدنی

    در ضمن استفاده بهینه از انرژی موجود مردم برای تداوم رویارویی با کودتاگران!

    پاسخ به اين پيام

  • زنان و مردانی که دیروز در تهران گریستند 14 ژوئن 2009 10:11, بوسيله ى saam

    دوستان،

    اگر امروز از پا بنشینیم الف نون رئیس جمهور مادام العمر ما خواهد بود. امروز یکشنبه ۲۴ خرداد از ساعت ۵ بعد از ظهر همه در میدان آزادی در اعتراض به این انتخابات تقلبی تجمع می‌کنیم. امروز با رنگ سبز بیرون بیایید. به همه اطلاع رسانی کنید.

    پاسخ به اين پيام

  • زنان و مردانی که دیروز در تهران گریستند 14 ژوئن 2009 20:43, بوسيله ى بر باد رفته

    به قول احمد در فیلم درباره الی ای وای ای وای ...

    پاسخ به اين پيام

  • زنان و مردانی که دیروز در تهران گریستند 15 ژوئن 2009 08:42, بوسيله ى gangooloos

    تقلب، بی شرمي، فريب، لجن، رذالت و پستي، ...اين ها تنها کلماتی است که در اين شرايط به ذهنم مياد...امشب به پسر کوچولوم برای اولين بار گفتم پسرم از اين که تو رو توی يک خونواده ايرونی به دنيا آورديم واقعأ متاسفم... واقعأ از اينکه ايرانی هستم شرمنده ام..چنين افتضاح و بی آبرويی حتی در پاکستان و سومالی هم رخ نمی ده ... مثل يه گنگ خواب ديده شدم... خيلی قشنگ و حساب شده همه مون رو فريب دادند و به بازی گرفتند...

    پاسخ به اين پيام

  • زنان و مردانی که دیروز در تهران گریستند 16 ژوئن 2009 14:14, بوسيله ى محسن

    برای آقای موسوی (مدعی قانون مداری) و بسیاری از هوادارانشان متاسفم که تحمل شکست و باخت را ندارند. من یک سال تمام هر هفته بدنبال تیم محبوبم به این ورزشگاه و آن ورزشگاه دویدم تا تیمم را تشویق کنم و شاهد پیروزیش باشم اما نهایتا قهرمانی نصیب رقیب دیرینه تیم من یعنی استقلال شد (آن هم در دقیقه نود) و ما بدترین باخت های تاریخ فوتبالمان را دیدیم. اما مگر میشود با عدم پذیرش شکست گذشته، فصل بعد را شروع کرد و به موفقیت دست یافت؟ اگر آقای موسوی اعتراضی دارند چرا مستندات و دلایل خود را بصورت قانونی ارائه و پیگیری نمی کنند؟ نکند دلایل قاطع ایشان همان دلایلی است که همسر محترمشان در مصاحبه با بی بی سی به آنها اشاره کردند؟ اگر واقعا تخلفی روی داده ولی آقای موسوی (با توجه به اینکه بیشترین نماینده ها را در پای صندوق های رای داشته اند) نمی توانند آن را ثابت و بطور قانونی پیگیری کنند پس باید در حسن تدبیر ایشان و توانایی و قابلیت ایشان در برابر مشکلات پیش روی یک سیاستمدار مدعی ریاست جمهوری بطور جدی شک کرده خدا را شکر کرد که ملت چنین فرد پرهیاهویی را انتخاب نکردند. دوستان عزیز بیایید خودمان را فریب ندهیم و باور کنیم که همه ایران، تهران و شمیران نیست!

    پاسخ به اين پيام

  • زنان و مردانی که دیروز در تهران گریستند 16 ژوئن 2009 16:57, بوسيله ى محسن

    از اینکه مورد بازی قرار گرفتم احساس حقارت میکنم. چون به هر حال یا قضیه تقلب در انتخابات صحت دارد و آقای احمدی نژاد و ستاد انتخابات وزارت کشورشان ما را بچه گیرآورده اند و بازی داده اند. و یا اینکه اصلا تقلبی درکار نبوده و واقعا رای شهرستانی و روستایی ها از ما بیشتر بوده و در واقع میرحسین خودمان ما را بازی داده است. که البته هروقت به این صورت دومی فکر میکنم، احساس حماقت و حقارتم دوچندان میشود. به هرحال من که از اول هم به این نظام امیدی نداشتم و متاسفم از اینکه علی رغم میل باطنی ام و به تحریک دوستان مجبور شدم شناسنامه سفیدم را با مهر انتخابات سیاه کنم. فقط خدا کند میرحسین بهانه نیاورده باشد تا حداقل نصف وجدانم آرام شود.

    پاسخ به اين پيام

    • زنان و مردانی که دیروز در تهران گریستند 30 ژوئيه 2009 08:57, بوسيله ى هاشم

      محسن جان دلگیر نشو ازدودلی شماپیداست که انسان بافهم ومعتقد به شرافت انسانی هستی وبرای برون رفت از این دودلی اندکی ازمسؤلان چهره خوانی کن تا به صداقت آنها پی ببری البته برحذرباش که گریم نکرده عکس آنها را پیدا کن ؟! من که از کروبی ومیرحسین وخاتمی شکی ندارم که انسانهای صادقی هستند وایمان آنهاراقبول دارم.

      پاسخ به اين پيام

  • زنان و مردانی که در تهران گریستند 21 ژوئن 2009 18:09, بوسيله ى محمّد رضا

    ایران فقط تهران نیست و ملت ایران هم فقط آن چند مرد و زنی که نظر نگارنده ی مطلب را به خود جلب نموده بود نمی باشد. حق را باید پذیرفت اگر چه بر خلاف میلمان باشد . از خود فریبی دست برداریم و به جای برپا نمودن این همه هیاهو برای هیچ به فکر آینده ی میهنمان باشیم با توکل بر خدا و تلاش و پشتکار در راه داشتن ایرانی آباد و پر افتخار

    پاسخ به اين پيام

  • بغض و گریه و ناراحتی پس از هر شکستی طبیعی است، مهم پذیرش منطقی آن و بررسی عوامل شکست است نه هیاهو و قانونگریزی و ایجاد زحمت و اغتشاش برای سایر مردم.

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.