تولد سعید لیلاز و چند نکته

جمعه 2 اكتبر 2009


دیشب تولد سعید لیلاز بود و خانواده اش جشنی کوچک اما زیبا پشت دیوارهای بلند اوین برای او برپا کرده بودند.اغلب خانواده های زندانیان سیاسی حضور داشتند و همینطور بسیاری از روزنامه نگاران بویژه روزنامه نگاران سرمایه که لیلاز سردبیر سابق شان بوده است.

شهرزاد ،دخترپانزده ساله ی لیلاز چند هفته ای است که موفق به دیدار پدر نشده است.این هفته که مامور بندامنیتی اوین در برابر اصرارهای زیادش برای ملاقات پدر از طرف بازجو به او پاسخ منفی داد ،گفت :"لطفا به بازجویش بگویید پنج شنبه زیر همین پل مقابل اوین تولدی برای پدرم خواهم گرفت که بیا و ببین."و حالا شهرزاد واقعا برای پدرش سنگ تمام گذاشته بود.نمی دانم بازجوی پدرش دید یا نه؟

اینطور برنامه ها برای خانواده های زندانیان حیلی مفید است .همین که دور هم جمع می شوند و با هم درددل می گویند ،به آنها روحیه می بخشد.دیشب مقابل در بزرگ اوین محلی برای دیدار زندانی های تازه آزادشده با یکدیگر نیز بود و من چقدر از دیدن شیوا در میان خودمان خوشحال بودم .شیوایی که تا همین چند روز پیش در چنین برنامه هایی عکس اش را در دستم می گرفتم و حالا خودش اینجا بود و عکس سعید و بهمن را در دست داشت.

محمدرضاجلایی پور عزیز را هم دیدم ،محمد رضای مقاوم و با روحیه ای که استقامتش برای سبزها مثال زدنی شده است و چقدر برای من دلچسب بود که چنین کسی به من و بقیه بگوید :"بهمن را چند بار در بازجویی ها دیدم ،خیلی محکم و مقاوم بود و مطمئن هستم همچنان محکم است ."

الهه عزیز هم چند روز پیش به من گفت :"این روزها می گذرد و بهمن با پشت سرگذاشتن این روزها و تجربه هایی که ذخیره می کند ، با روحیه تر از قبل زندگی ،کار و فعالیت های اجتماعی اش را از سر خواهد گرفت و از همه مهم تر ایمان دارم ارتباط تو و بهمن پس از آزادی اش عمیق تر از قبل خواهد شد."

خوشحالم که ارزش های بهمن این روزها هم برای دیگران بیشتر آشکار می شود و هم برای خودم .همچنان که ارزش های بسیاری از دوستان در بندم ،بیشتر برایم جلوه گر شده است.

کانون زنان ایرانی گزارش مفصلی از تولد لیلاز نوشته است که می بینید :

جشن تولد سعید لیلاز پشت دیوارهای بلند اوین





3 پيامهاى سخنگاه

  • تولد سعید لیلاز و چند نکته 4 اكتبر 2009 06:12, بوسيله ى احسان

    نمی دونم چی بگم. خبرا رو دنبال می کنم با هر خبری از آزادی یا تلاشی برای آزادی عزیزان بغضی خاص گلوم رو می گیره. اشک تو چشام جمع می شه. کار خاصی نمی تونم بکنم ولی همیشه پی گیر اخبار هستم و سعی می کنم به همه بگم چی می گذره. گر چه اینجا زندگی هم کویری شده و همه چیز خشکیده ولی هستن کسایی که نگران همه عزیزان دربند این دولت هستن. خوش، خرم و همیشه سبز باشید.

    پاسخ به اين پيام

  • تولد سعید لیلاز و چند نکته 4 اكتبر 2009 13:55, بوسيله ى امیررضا

    اندکی صبر سحر نزدیک است گزارش تولد سعید لیلاز عزیز حسابی اشک من رو در اورد.به امید ازادی بهمن و سعید و همه روزنامنگاران دربند و همه زندانیان سیاسی

    پاسخ به اين پيام

  • سلام می خواستن مملکت رو به آشوب نکشن تا الان اینطور به غلط کردن نیفتن به عنوان یه ایرانی از وضع پیش آمده ناراحتم ولی این رو هم می فهمم که تقلبی در کار نبود و فقط بعضی ها سختشون بود شکست رو قبول کنن و در آخر باید بگم کسی که تقوا نداره از خدا هیچ چیز نداره

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.