برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی

جمعه 18 دسامبر 2009


امروز درست یازده سال از با تو بودن برای من می گذرد.درست در همین روز بود که زندگی مشترک را آغاز کردیم .آن روز در مراسمی ساده و کوچک این شروع را جشن گرفتیم .تو مثل همیشه ساده بودی .حتی کت و شلوار هم نپوشیده بودی .همان شلوار جین با پیراهنی را که دوست داشتم و دوست داشتی پوشیده بودی .به اصرار دوستان و فامیل فقط موقع عکس انداختن یک کت هم پوشیدی .

همه می گفتند:" تا به حال دامادی به این بی تکلفی ندیده بودیم."تو هم مثل من حوصله نداشتی روی صندلی مخصوص عروس و داماد جند ساعت بنشینی و همه اش این طرف و آن طرف می رفتی.مهمان ها که از راه می رسیدند سراغ من و تو را می گرفتند:پس عروس کجاست ؟داماد کجاست؟"من را بالاخره می شد در گوشه ای از آپارتمان کوچک مادرم با دوستانم پیدا کرد.اما تو را ،نه !یا توی حیاط مشغول کمک برای آماده کردن شام بودی و یا توی آشپزخانه آماده برای کاری دیگر

و امروز به عکس هایمان نگاه می کنم .به همان لباس غیر رسمی و به لبخندی که به مهربانی ات اضافه می کند. دارم برایت می نویسم و سعی می کنم بغض نکنم .بغض نکنم و اشک نریزم .من هم به تو قول داده ام که قوی باشم و هم به خودم.

بهمن !اکنون بعداز یازده سال برای تو می نویسم .برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی .لابد در گوشه ای نشسته ای و تو هم آن روز را به یاد می آوری که من هم مثل تو تحمل لباس رسمی را نداشتم و بعد از یکی –دو ساعت از فرصتی استفاده کردم و لباس سفید عروسی ام را با یک بلوز و شلوار ساده عوض کردم و تو که من را در لباس غیر رسمی ام دیدی ،گفتی :"حالا بهتر شد ! آنطور لباس ها به تو نمی اید .همین بلوز و شلور ساده بیشتر برازنده تو است ."

و موقع شام چقدر خندیدیم که همه مهمان ها داشتند شام می خوردند به جز من و تو که شام نداشتیم .انگار شام کم آمده بود !درست هم برای من و تو کم آمده بود.

به مهمان ها گفتم :"توجه !توجه ! یک خبر مهم برایتان داریم !توجهی که به عروس و دامادها می شود به خاطر لباس شان است و چون من و بهمن با لباس عروسی و دامادی مرسوم نیستیم همه فراموش کردند که به ما شام بدهند."

همه خندیدند و عمه مهربانم بشقابی غذا برای ما آورد و گفت :"الهی بمیرم !عروس و داماد باید اول از همه شام می خوردند."

و توگفتی :"البته عروس و دامادهای حسابی نه من و ژیلا"

حالا تو در گوشه انفرادی به چه می کنی ؟تو کدام تصویر مراسم ازدواج مان را به یاد می آوری؟شاید به سعید لیلاز فکر می کنی که از طرف تو شاهد عقد ما بود و تند و تند داشت دفتر ازدواج را امضا می کرد.سعید مثل همیشه با نشاط بود و زیاد شوخی می کرد و همه را می خنداند.حالا هم تو در زندان اوین هستی و هم شاهد عقدت .چه کسی فکرش را می کرد؟

می دانم یکی از مهم ترین نگرانی هایت این روزها تنها بودن من است .اما من تنها نیستم .نمی دانی چقدر دوستان خوبی داریم.جنبش سبز مردم دل ها را بارها به هم نزدیک کرده است .وقتی بیایی برایت می گویم که دوستان خوب مان این روزها خوبتر شده اند و حتی کسانی که روزی به هردلیل از من و یا تو رنجیده بودند و یا به هردلیلی از ما خوششان نمی آمد ،این روزها چقدر با من مهربان و همراه هستند .وقتی آمدی دوستان تازه ام را به تو معرفی می کنم که هدیه زندان به من هستند و هدیه جنبش سبز .زندان خیلی خوبی ها برای من داشت ،اما شاید مهم ترینش دوستان تازه ای باشد که پیدا کرده ام.بعضی از این دوستان آزاد شده اند و برخی هنوز در زندان اند و من به همه شان و به دوستی شان افتخار می کنم.

دوستان نادیده ای هم دارم که تنها راه تماس شان با من از طریق ایمیل های پرمهر و محبت شان است .نمی دانی چه همراهان خوبی برای غم ها و شادی هایم ستند .هرلحظه نگران تو هستند و نگران من .نگران همه زندانی ها و خانواده هایشان.





46 پيامهاى سخنگاه

  • سالگرد ازدواجتان مبارک!

    پاسخ به اين پيام

  • به نيت تو ژيلا جان و بهمن عزيز تفعلي به ديوان حافظ زدم : بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم /زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

    آه کز طعنه بدخواه نديدم رويت / نيست چون آينه‌ام روی ز آهن چه کنم

    برو ای ناصح و بر دردکشان خردهمگير /کارفرمای قدر می‌کند اين من چه کنم

    برق غيرت چو چنين می‌جهد از مکمن /غيبتو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم

    شاه ترکان چو پسنديد و به چاهم انداخت /دستگير ار نشود لطف تهمتن چه کنم

    مددی گر به چراغی نکند آتش طور /چاره تيره شب وادی ايمن چه کنم

    حافظا خلد برين خانه موروث من است /اندر اين منزل ويرانه نشيمن چه کنم

    و اشك كه امنم نميده ... برات آرزوي قدرت بيشتر ميكنم و آرزو ميكنم خيلي زود بهمن عزيز رو در كنارت ببينم

    پاسخ به اين پيام

  • برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی 18 نوامبر 2009 11:46, بوسيله ى شیوا نظر آهاری

    ژيلاي عزيزم..

    تبريك غمدار من را بپذير عزيزم.. اما يادت باشد اين سالگردتان خاطره

    انگيزترين سالگرد ازدواجتان خواهد بود.. مثل روز تولدت كه در زندان بودي

    و براي هميشه در خاطرت مي ماند.

    ژيلاي عزيزم.. حالا تصوير بغض كردنت براي بهمن در زندان، مقابلم است. بغض كرده ام، عزيزم و اميدوارم به آن روز كه همه بيرون بيايند از پشت آن ديوارها

    پاسخ به اين پيام

  • ژیلا عزیز

    سالگرد ازدواجت رو بهت تبریک می گم و تبریک می گم به انتخاب هر دوتون. شما هر دو فوق العاده اید و من این را حس می کنم. می دانم که الان بهمن نوشته تو را ناخوانده، در دل احساس می کند. الان دیگر بهمن و تو تنها متعلق به هم نیستید شما متعلق به تمام زنان و مردان آزاد اندیشی هستید که آرزویشان داشتن ایرانی آزاد و سربلند است. امیدوارم این تنها سالگرد ازدواج زندگیت باشد که بهمن در کنار تو نیست. اما عزیزم ما همه دور از تو ولی قلبمان با تو و بهمن عزیز است.

    جنبش سبز ایران، از خوشبخت ترین جنبش های اجتماعی جهان است که زوج های خوبی مانند شما را با خود دارد. سالگرد ازدواج تان مبارک .

    پاسخ به اين پيام

  • زیلا جانم، چقدر قوی و چقدر عاطفی نوشته ای. برایت امیدی نامیرا و بازگشت بهمن را آرزو می کنم.

    پاسخ به اين پيام

  • ژيلا جانم حق با تو است. تو تنها نيستی . ما هم تنها نيستيم . ما همه با هم هستيم. در غم و شادی يکديگر... اميدوارم روزهای بهتری را با هم ببينيم. روزهايی که غم کم باشد و شادی بيشتر. مهشيد

    پاسخ به اين پيام

  • سلام برايش دعا مي کنيم هر چه زودتر اين عزيز هر چه زودتر از بند آزاد شود و در کنار خانواده باشد. من خودم در سالهاي فراوان در ساگلرد ازدواج در جبهه ها بودم. و آلان نگاه مي کنم و افسوس مي خورم.

    ali-4545.blogsky.com

    پاسخ به اين پيام

  • سلام ژیلای عزیز. این روز عزیز رو به شما و آقا بهمن تبریک می گم. ما مردم سبز ایران با شما هستیم. یعنی همگی با هم هستیم. که اگر نباشیم تاوان این جدایی رو هر کس به صورتی پس می دهد. امیدوارم زودتر همسرتان هم مثل شما از بند آزاد شود.

    پاسخ به اين پيام

  • تبریک به شما و شوهر محترمتان.به امید فرداهای بهتر. از کهگیلویه

    پاسخ به اين پيام

  • بعضي زندان رفتن ها افتخار دارد ژيلا جان . بعضي رنج ها مقدس اند بهمن عزيز . بعضي در بند بودن ها علامت آزادگي و عشق به آزادي است ژيلاي عزيز عشق تان تا ابد پايدار باد . مراقب خودتان باشيد . با هر دوي شما هستم . شما افتخارهاي ملي ما هستيد . سرمايه هاي ملي ما . اميد ما هستيد . زنده و پيروز باشيد و روز هاي دوري تان كوتاه باد

    پاسخ به اين پيام

  • سالگرد ازدواج سبزتان مبارک. سبز بودید، سبز هستید، سبز خواهید ماند.

    پاسخ به اين پيام

  • برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی 18 نوامبر 2009 15:32, بوسيله ى مهتا بردبار

    ژیلای عزیز امیدوارم که در سالروز بعدی ازدواجت در کنار همسر شیردلت باشی و همیشه یادت باشد (که البته حتما هست)که دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    پاسخ به اين پيام

  • حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

    اگر بگویم درکتان کرده ام،دروغ گفته ام.اما برای شما آرزوی سعادتی بیش از این را از خداوند پاک خواهانم.

    پاسخ به اين پيام

  • فقط میتونم در برابر بزرگی این عشق سکوت اختیار کنم و به خوشبختی تمام عاشقان غبطه بخورم چقدر خوشبختم که به لطف این جنبش دوستانی چون شما یافته ام

    پاسخ به اين پيام

  • دختر برومند ایران؛ یازده سالگیت با بهمن مبارک. از خداوند می خواهم که پندار نیک تووکردار نیک بهمن را- حداقل- سرمشق گفتار نیک زورمندان بی زور کند.پایدار باشید در عشق، دوستی ولطافت. یا...هو

    پاسخ به اين پيام

  • سالگرد ازدواجتون مبارک شما تنها نیستید ایرانیان همراه و کنارتانند

    پاسخ به اين پيام

  • روز های سخت تمام شدنی است و اما فرجام بدکاران دروغگویان بد اندیشان گریبانشان را برای ابد خواهد گرفت

    پاسخ به اين پيام

  • ژیلا جان. شرمنده! من به قدر تو قوی نبودم. بغضم ترکید با خواندن این یادداشت. بدجور هم ترکید.....

    پاسخ به اين پيام

  • خانم بنی یعقوب عزیز! من رو هم از دوستان ندیده تان بدانید و در این دلتنگی ها و غم ها و شادی ها شریک...سالگرد ازدواجتان مبارک. به امید روزگاری به از این

    پاسخ به اين پيام

  • Salam khanome banijaghob, aval az hame salgarde ezdevajeton ro be shoma tabrik migam. Emrooz ke in ja ro khondam khili delam gereftesh, man aslan yadam nabod ke salgarde ezdevaje man ham hastesh emrooz va hamsaram zang zad ke emshab parvaz mikone va barmigarde khone va tazeh yadam oftad. Man hanoz madrese nemiraftam ke baraye molaghate khanevadam ba pedar bozorg va madarbozorgam miraftam evin, ba in ke khili kochik bodam amma on rozha yadame, hamash sarma o tars bod. nakhodagah emshab az khondane seite shoma ghamgin shodam va baz tars hame vojodam ro gereftesh. man az on ja khili dor hastam vali in ja ham hanoz az police mitarsam. Arezoo mikonam rozi biyad ke hame hamvatanane man azad bashand va sayeh in tars az sare hame ma dor bashe va aslan nabashe. shayad kalame tars dorost nabashe amma man mitarsam hamishe. delam mikhad az hamin ja mohkam baghaleton konam va bebosameton . sara

    پاسخ به اين پيام

  • نامه شما اینجا در خارج از مملکت اشگ ما را هم سرازیر کرد. امیدوارم که شما، بهمن خان و همه دوستان عزیز در بندتان به زودی از این روزهای سخت به عنوان خاطره یاد کنید. زنده باد زنان و مردان دلیر ایران.

    پاسخ به اين پيام

  • ژیلا عزیز سالگرد ازدواجتان مبارک. خیلی ازدواج زیبایی داشتید. امیدوارم كه به زودی و با کمی تاخیر بیرون از زندان با بهمن این روز را جشن بگیرید. مقاومت هر دوی شما ستودنی است.

    پاسخ به اين پيام

  • ژیلا خانم عزیز ... سالگرد ازدواجتون مبارک باشه.... اشک ما را حسابی درآوردید.... به امید آزادی همه عزیزان در بند.....

    پاسخ به اين پيام

  • سلام امیدوارم ریشه های این درخت مهربانی که از عشق شما عزیزان به هم و به وطن دربندم سیراب میشود روز به روز قویتر شود و به زودی شاهد ثمر این عشق باشیم. فکر میکنم تا به حال این همه آدم در سالروز ازدواجتان خوشحال و شریک نبودند و این خیلی خاطره برانگیز است !

    پاسخ به اين پيام

  • ژیلای عزیز من کامنتی مثل این را برای فاطمه شمس وقتی همسرش محمدرضا جلایی پور در زندان بود و بیقرار و نگران هم نوشتم.من به آن ایمان دارم و میدانم که شما هم....((و مکروا ومکرالله والله خیر الماکرین)) سالگرد ازدواجتان مبارک.امیدوارم و دعا می کنم سال دیگر در آزادی آنرا برقصید و جشن بگیرید.

    پاسخ به اين پيام

  • ژيلاي عزيزمسالگرد ازدواجت را تبريك ميگويم . حالا كه اين نوشته را خواندم براي من هم خاطراتي از عروسي تو و بهمن عزيز زنده شد . ايستادگي تو و تمام بهمن ها و ژيلاهاي ديگر ستودني است . تاريخ خيلي زود قصه هايش را از دل قهرمان ها پيدا مي كند . اين روزهاي تلخ و دردآور روزگاري به شيريني عسل خواهد شد . آن روز هاست كه نام" ديگران" در همان تاريخ با ننگي ابدي نوشته خواهد شد .

    پاسخ به اين پيام

  • پايان شب سيه سپيد است دلهايمان فرش قرمزيست به زير قدومتان

    پاسخ به اين پيام

  • سلام ژيلاي عزيز! هر بار خواستم بيام پيشت و ببينمت نشد، اما هميشه از دوستان جوياي احوالت هستم. اميدوارم بهمن عزيز و مهربون رو هرچه زودتر در كنارت داشته باشي. سالروز ازدواجتون مبارك! آرزو مي‌كنم هميشه در كنار هم سلامت و شاد باشيد.

    پاسخ به اين پيام

  • من هم پیام فرستادم چرا مال من پاک شد؟؟

    پاسخ به اين پيام

  • ژیلا جان سلام چه خوب شد از این طریق می شود شما را دید(مجازی) ژیلا جان این نیز بگذرد. برایتان روزهای خوشی آرزو می کنم پریسا

    پاسخ به اين پيام

  • برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی 20 نوامبر 2009 15:39, بوسيله ى بابک خرمدین

    ژیلا جان بهاری تازه نزدیک است فقط صبر باید ؛ سالروز ازدواجتون رو تبریک میگم ، امیدوارم که به زودی آزاد بشه و در کنار هم با کمی تاخیر سالروز ازدواجتون رو جشن بگیرید

    پاسخ به اين پيام

  • ژیلا خانم من همسر شما را نمی شناسم اما چه خوب گفتید که جنبش ما ها را بهم نزدیک کرده. من فقط اسم شما را این ور و ان ور شنیده ام اما با غصه های شما غصه می خورم. قوی باشید و به خدا توکل کنید. من هر وقت یادم بیاید بعد از نماز برای همه زندانیان سبزمان ایت الکرسی می خوانم. خدا خودش در رحمت را بگشاید و دست ظالمین را کوتاه کند. سالگرد ازدواجتان با چنین مردی مبارک .

    پاسخ به اين پيام

  • شاد باش و خجسته امیدوارم 100 سال زندگی زیبا و پیروز و شادی داشته باشید و دوستی های بزرگ مثل آتیش های بزرگ با باد شعله ور تر میشن نه مثل کبریت که با بادی خاموش میشه و جنبش سبز شعله ای بود از عشق به ایران .

    پاسخ به اين پيام

  • باورم نمي‌شه 11 سال از اون روز گذشته از اون روزي كه زيباترين عروسي زندگيم را ديدم دامادي كه با کمرویی يك گوشه بود و عروسي كه پر جنب و جوش تنها چند ساعتي لباس عروس را تحمل كرد هر چند من كمتر از نيم‌ساعت تو رو در لباس عروس ديدم وقتي به سرعت برق لباست عوض كردي ، چقدر اون روز خنديدم و فكر مي‌كردم هميشه ياد‌اوري عروسي تو ميتونه لبخند را برام به ارمغان داشته باشه اما امسال خاطرات عروسي تو بغض تو گلوم را كه اين روزها با هر تلنگري شكسته ميشه بار ديگر مي‌تركونه به اون روز فكر مي‌كنم به آدم‌هاي كه اون روز با شادي كنار هم جمع شده بودند تا يك روز قشنگ را براي دو نفر به ثبت برسونند آدم‌هاي كه امروز بعضي‌هاشون شدند خاطره مثل عليرضاي مهربان با همون لبخند هميشگي، اون كه سالها از ميان ما رفته و امسال در يازدهمين سالگرد ازدواجت اون داماد خجالتي غايب اين عروسي است و اون عروس پر جنب و جوش با هزاران فشار بايد سعي كنه قوي باشه آخه هيچ كس از ژيلا انتظار نداره ضعف از خودش نشون بده - اون شاهد عقد خوش طبع بايد ماهها در زندان باشه و اين دوستاني كه بايد وقتي ياد خاطرات عروسي دوستشون مي‌افتند آروم آروم گريه كنند نمي‌خوام ضعيف باشم ژيلا اما ميشه اعتراف كرد خسته می شم بعضی وقت ها از این همه فشار و ....اما سعي مي‌كنم قوي باشم چرا كه اين جنبش تنها زماني از حركت باز مي‌مونه كه من و تو و ما خسته بشيم بنابراين دعا كنيم براي هم كه قوي باشيم و قوي بمونيم تا روز آزادي از قول من به بهمن عزيز نيز تبريك بگو اميدوارم دوازدهمين سالگرد ازدواجتون را در كشوري سبز و آزاد جشن بگيريم به اميد اون روز من لحظه شماري مي‌كنم

    پاسخ به اين پيام

  • سالگرد پیوندتان مبارک. غبطه میخورم به شکیبایی و پایداری شما. از صمیم قلب آرزوی آزادی همسرتان را دارم. امیدوارم سالهای سال با دلی شاد این روز را در کنار هم جشن بگیرید.

    پاسخ به اين پيام

  • به امید آزادی همه دوستان.سالگرد همراه شدنتان مبارک

    پاسخ به اين پيام

  • برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی 24 نوامبر 2009 04:53, بوسيله ى زیتون zatun5.persianblog.ir

    ازسالها قبل باقلم ایشان آشناهستم وبه همین دلیل اورالینک کردم خدایا به خاطردرخطرافتادن دین تو اینها بنام دین تو دربندکشیده شدند توخودت فرقه مصباحیه راذلیل واینهاراعزیزبداروبرهان


    رهبرمعنوی جنبش سبزفاطمه زهراسلام الله علیها است این جنبش توسط خوداو،همسروفرزندانش برعلیه مقدس نماها پایه گذاری شده وتا ظهور فرزندش انشاالله ادامه خواهد یافت وفریادش همواره برسرکسانی خواهدبود که نص قوانین جمهوری اسلامی رارعایت نمی کنند این مطلب درجواب کسانی نگاشته شده که جنبش سبزرابه رضاپهلوی و...ربط میدهند


    پاسخ به اين پيام

  • برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی 24 نوامبر 2009 12:14, بوسيله ى باران شهسواري

    درود بر ژيلاي عزيز سالگرد پيوندتان خجسته من اين همه استفامت و شكيبايي و ايمان را مي ستايم.... روز 13 آبان بدترين اتفاقي كه ممكن بود براي من و چند نفر از دوستانم افتاد... در زيرزميني به صورتي كاملا احمقانه گير افتاديم... در آن نيم ساعت از خدابي‌خبران هرچه توانستند بارمان كردند، هرچه خواستند گفتند، گاز فلفل و هرچه بخواهيد نثارمان كردند... كه ثمره‌اش يك هفته كهير زدن بود....... شايد بدترين روز عمرم بود..... و ترس...... ترسي كه هيچ وقت دركش نكرده بودم حتي روزهاي بعد از كوي دانشگاه و يا اين اواخر... وحشتناك بود...... همانجا با خدا عهد كردم كه ديگر وارد هيچ در بازي نشوم.... و آنجا به خدا گفتم.... غلط كردم...... من توانايي اين مبارزه را ندارم.... ترس كتك خوردن نبود كه قبلا هم خورده بوديم.... ترس از بردن به جايي نامعلوم و اتفاقاتي كه مي‌دانيم حقيقت دارد بود...... ترسيدم به معناي واقعي.... به اين دليل شهامت شما را مي‌ستايم.... دورادور به شما كرنش مي‌كنم... من اين شهامت را نداشتم.... پروردگار حفظتان كند. شما و بهمن عزيزتان را... كه هر دو براي اين مملكت عزيز وگرانبها هستيد... به اميد پيروزي

    پاسخ به اين پيام

  • شاید تنها کاری که از دستم بر آید احساس همدردی باشماست نمیدانید وقتی این روزها این خبرها میخوانم من هم مثل شماچه بغضی در گلو راه نفسم را میگیرد.

    پاسخ به اين پيام

  • سلام عزیزم هر چند وقت یکبار وبلاگتو سر میزنم ولی الان که نوشته هاتو خوندم بد جوری دلم گرفت ما خانمها حرف همو غم همو خوب میفهمیم شاید من وضیعت تو رو خیلی درک نکنم چون تو این شرایط قرار نگرفتم اما میتونم باهات همدردی کنم نگران نباش به امید خدا ازادی همسرت اتفاق خواهد افتاد درد انسان را بزرگ میکند و به کمال میرساند امیدوارم هر چه زودتر خبر ازادی همسرت را بشنویم و باز بشنویم نوای خوش ازادی را اندکی صبر ظفر نزدیک است قربانت مرضیه از تهران

    پاسخ به اين پيام

  • با چشم های پر اشک و امیدوار می نوسم دیوار ها یک رو ز برداشته یم شود عزیم دیوار ها یک روز برداشته می شود

    پاسخ به اين پيام

  • سلام خسته نباشيد. سالروز ازدواج . يا روز هايي آفتادم هيچ وقت در سال روز ازدواج در کنار همسرم نبودم هميشه در جبهه ها بودم براي مبارزه . آلان هم مي ببينم اين بردارم بخاطر مبارزه عيله ظلم در گوشه زندان مي باشد. اميدوارم اين عزيز وبقيه عزيزان از بردارم مغز اقتصاد ايران صفايي فراهاني تا چريک پير نبوي عزيز.به اميد آزادي همه دوستان مبارزگر از بند دولت کودتاآدرس وبلاگ من مي باشد reza-4646.blogsky.comهر کاري داشتيد که از من و همسر بر بياد هستيم در کنارتان ما در آلمان زندگي مي کنيم وآلان ايران هستيم و فردا راهي آلمان هستيم . سبز باشيد

    پاسخ به اين پيام

  • man Azadeh hastam hatman hamo betore fisici nemishnassim man daram as ye keshvare kheily door neveshtehaye shomaro mikhoonam.. va as chalenge va khalaghiyatesh lezat mibaram .. jaye shoma hatman yejayi kheily bahtar as zendane..jayi ke betoonid as azadiye fekretoon va jesmetoon estefade konid .. ma ehtiyaj darim be admahayi mesle shoma azad .. azad as har form va kelishe .. ke azadane boodan ro va azadane fekr kardan ro be hame yad bedan va begzaran khalaghiyatha barvar she .. va ebtekarha be amal beresse..rahi nist joz sood bordan as har ebtekare no ..va door rikhtane ghanoonhaye kohne va ejbar be eta’at ..kash roozi dolati rooye kar biyad ke as shoma estefadeye kheily behtari kone .. as shoma va hameye noavarhaye mesle shoma ke as lahazate talkhi mesle roozhaye zendan tasavire zibayi yek aroosiye pooya va mandegar ro dobare afarini kardid.

    پاسخ به اين پيام

  • برای تو که در سالروز ازدواجمان در گوشه سلول انفرادی هستی 21 آوريل 2010 03:42, بوسيله ى بهمن شعله ور

    هر شامگاه من سوگوارم، هر شامگاه سیه پوش یک شهید عزیز یا دل در اضطراب عزیزی دیگر.

    خانم ژیلای عزیز، با این که نوشته ی شما راخیلی دیر میخوانم به شما و شوهر عزیزتان درود میفرستم.

    پاسخ به اين پيام

  • زنی از جنس من... 2 آوريل 2011 20:07

    ژیلای عزیز نمیدانم اصلا چطور وبلاگت را یافتم و به دنبال نوشته هایت گشتم!اما حسی که دوست دارم از خودم به تو منتقل کنم یک دنیا شادیست با تمام سختی هایی که می دانم این روزها آن را تحمل می کنی. زنی از جنس من! قوی پایدار و مهربان همین لحضه از خدامند مهربانمان میخواهم شادی را هرچه زودتر به زندگی شیرینت بازگرداند, نمیدانی از خواندن لحضه هایت چه اندوهی بر قلبم سرازیر شد,نمیدانم آیا می توانم چیزی بگویم که اندکی تسکین لحضه هایت شود! اما این را بدان که ما به بودن کسانی از جنس تو ,بهمن و نازنین و... در میان خودمان افتخار می کنیم. به امید روزی بهتر... سمیرا_مشهد

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.