شما زندانی می شوید و ما خود نمایی میکنیم

آرش حسینی پژوه

يكشنبه 1 اوت 2010


برای کوهیار ، برای مجید ، برای حسین ، برای علی ، برای رضا و برای همه شما که امروز در بندید

برای برادرانی مینویسم که بیش از هر چیز نفس هایم را به آنها مدیونم ، برای برادرانی که ایستاده اند تا من بزدلانه فرار کنم و این سوی آب ها در آرامش ژست بگیرم.

برادرانم میدانید امروز که شما در اعتصاب هستید ما چه میکنیم ؟ میدانید وقتی که زیر فشار بازجوئی ها خم به آبرو نمی آوردید ما کجا بودیم ؟! ما این سو در آرامش اگر چه نه در ساحل امن آرامش اما نه در زیر مشت بازجویان چه میکردیم؟

کوهیار وقتی تو از حق انسانیت حرف میزدی و زیر مشت و لگد بازجوها پوز خند میزدی ما ریختیم ، تمام شدیم ، گله کردیم ، ناله کردیم و در حبس کشورهای آزاد بیشتر از تو ناله کردیم ، مجید وقتی تو تحقیر شدی ما بزرگ شدیم ، از شجاعت تو برای خودمان فخر فروشی کردیم و همه زبان تو شدیم ، حسین و علی ،وقتی شما ایستاده بودید استوار ، ما گله میکردیم از کم بودن دستمزد هایمان ، وقتی تو بازپرست را به تمسخر میگرفتی ما میکوبیدیم بر سر هم که وای چرا فلانی بیش از من پول میگیرد ، رضا تاجیک وقتی به تو هتک حرمت شد میدانی ما کجا بودیم ؟ ما همه خبرنگار شده ایم ، ما همه یدک میکشیم و پز میدهیم روزنامه نگار بودنمان را و تو می ایستی تا یاد بدی که ما نیستیم آنچه فکر میکنیم. برادرانم از روزی که شما در بند شده اید ما خودنمائی میکنیم ، ما همه مهم شده ایم و همه ، راه بر و نه همراه ، تو نامت لرزه بر تن استبداد می اندازد و ما حتی از شنیده شدن نام مان میلرزیم همه مستعار شده ایم.

تو از سلول انفرادیت گله نمیکنی و ما از غربتمان ضجه میزنیم ، تو حتی غذا هم نمیخوری و ما گله میکنیم که چرا مشتری فلان رستوران نیستیم ، تو بت استبداد را می شکنی و ما آبروی همکارمان را میریزیم ، وقتی با تو با حبس تو با زجر تو بزرگ میشدیم ، از مهمانی های شبانه مان نوشتیم و استاتوس الکل های خورده مان را به رخ کشیدیم و از کنسرت های رفتمان عکس یادگاری گرفتیم ، تو خبر ساختی و ما بر سر هم کوبیدیم تا خبر تو را و شجاعت تو را سند بزنیم به نام خودمان.

شما بمانید ، بمانید که شما ماندنی هستید در دل تاریخ ، شما ساخته اید و میسازید تاریخ را و ما دزدانی که روایت میکنیم شما را تا بزرگ شویم تا خودنما ئی کنیم ، شما با بازجوها بجنگید و ما با هم ، شما بت استبداد بشکنید و ما همدیگر ، بگذار باشد ، بگذار بگذرد تا بیش از این بفهمم که:

من چه حقیرم و تو چه بزرگ

دوستی دوست داشتنی و روزنامه نگاری ماندنی از تجمعی در مقابل سفارت ایران در ترکیه میگفت:

یک نفر شعار میداد و همه عکس می انداختند.... این است حال و روز ما برادرانم به ما امیدی نیست.

وبلاگ آرش حسینی پژوه





1 پيام

  • شما زندانی می شوید و ما خود نمایی میکنیم 10 اوت 2010 08:46, بوسيله ى عبداله

    چنین به اندیشه من میرسد که مادران جامعه ما زائیدند و فرزندان نشسته بدنیا آوردند تا نوبت به مادرانی رسید که فرزندانی برپا خاسته بزایند. این ایستادگان فرزند همه ملت و مردم ایران هستند. برادر و خواهر یکدگریم. پاره های یکتن هستیم.همه افتخارات آنها همه شهامتهای آنها همه میوه های آنها متعلق به همه ماست. همینطور همه رنجهای آنها . چه اشکها که در غمشان جاری است و چه دلها که از زخمهای پیکر آنها درخون است. بسطامی

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.