داستان یک عکس

شنبه 7 اوت 2010


آرش عزیز امروز عکسی را با سایز اصلی از بهمن در وب سایت اش منتشر کرده است .عکسی که در یکسال گذشته بارها در جاهای مختلف منتشر شده اما شاید کسی کمتر کسی بداند عکاسش ارش است و کجا گرفته شده؟

بهمن در این عکس خیلی غمگین به نظر می رسد .آرش این عکس را چند سال پیش از بهمن در انجمن صنفی صنفی روزنامه نگاران گرفت .روزی که به خاطر چند نفر از روزنامه نگاران زندانی برنامه ای کوچک با حضور جمعی از روزنامه نگاران در انجمن و برای اعلام حمایت از آنها برگزار شده بود.بهمن به خاطر دوستان روزنامه نگارش خیلی غمگین بود که در عکس کاملا غم را در چهره اش حس می کنید

لینک عکس

http://www.kosoof.com/archive/511.php

با دیدن این عکس دلم بیشتر برای بهمن تنگ شد و راستش بیشتر از همه روزهای گذشته دلم گرفت





8 پيامهاى سخنگاه

  • داستان یک عکس 7 اوت 2010 15:50, بوسيله ى Shiva Nojo

    Jila jan, I believe in dear Bahman and dear Keyvan’s wisdom - as well as in the wisdom of all these friends - and so keep hope alive that they shall succeed.I only hope that the regime which is now sending group after group to the west to let all know that they want back in the community of nations knows that should anything happen to these dear ones, all hope of any acceptance will be futile; and -thus - acts with some wisdom. Ba mohabat

    پاسخ به اين پيام

  • داستان یک عکس 7 اوت 2010 18:03, بوسيله ى Maryam

    سلام خانوم بنی یعقوب،

    امیدوارم همسرتان و بقیه عزیزان دربند سریعتر اعتصاب‌شان را با گرفتن حقوقشان بشکنند.

    من در آنطرف دنیا زندگی‌ می‌کنم ، اما هر روز صبح با نگرانی قبل از هر کاری اخبار آنها را دنبال می‌کنم.

    برایشان نگرانم و از سمیم قلب دعا می‌کنم. خداوند حافظ و نگهدار همه آنهاست.

    پاسخ به اين پيام

  • داستان یک عکس 7 اوت 2010 18:12, بوسيله ى محمد صابر

    طاقت بیار رفیق

    پاسخ به اين پيام

  • داستان یک عکس 7 اوت 2010 19:04, بوسيله ى سهراب

    زنده باد بانوی عزیز و مقاوم جنبش مردمی ایران. خدا به شما صبر بدهد. این روزها بر ما هم بسیار سنگین و سخت می گذرد.اما می گذرد و تمام می شود این روزهای سخت و بهمن عزیز در کنارمان خواهد بود.همدردی صمیمانه ما را پذیرا باش.

    پاسخ به اين پيام

  • داستان یک عکس 7 اوت 2010 23:19, بوسيله ى احسان حبیبی

    چه میشودگفت از اینهمه رشادت و از خود گذشتگی .بهمن جان بدان که دوستانت به تو نیاز. و دشمنان ائین انسانی نمیدانند.

    پاسخ به اين پيام

  • داستان یک عکس 8 اوت 2010 19:43

    اندکی صبر، سحر دور نیست. امیدوارم به زودی بی اندازه خوشحال بشین

    پاسخ به اين پيام

  • داستان یک عکس 11 اوت 2010 19:05

    ماه رمضان بر شما مبارک خانم بنی یعقوب با آرزوی استقامت شما و همه زندانیان راه آزادی شما برای همه دعا کنید که دعای شما اجابت است

    پاسخ به اين پيام

  • داستان یک عکس 29 سپتامبر 2010 13:05, بوسيله ى سيد ابوالحسن مختاباد

    سلام خانم بني يعقوب.داشتم نوشته‌هايتان را مي‌خواندم.وضعيت بغرنجي است كه كمتر كسي فكرش را مي‌كرد.براي آقاي احمدي دعا مي كنم و شما كه بتوانيد اين دوره را پشت سر بزاريد.

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.