یک استدلال عجیب در سالن ملاقات زندان اوین و ربطش به کتک خوردن فرزند یک زندانی سیاسی

دو شنبه 31 اكتبر 2011


امروز در سالن ملاقات زندان اوین، فرزند محمدرضا مقیسه را کتک زدند، محمدرضا مقیسه از همکاران خیلی خوب ما روزنامه نگارهاست که چندین و چند سال عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران بوده و در یپیگیری امور همکارانش بسیبار خوشنام و جدی.

می خواستم بدانم که دلیل این ضرب و شتم چه بوده...از اغلب خانواده ها پرسیدم که موضوع از کجا شروع شد که به کتک و کاری و ضرب و شتم یکی از فرزندان زندانیان سیاسی رسید.

اغلب این جوری پاسخم را دادند که وقتی مصطفی مقیسه می خواسته کارت ملاقات را روی میز پرکند، یکی از ماموران(سرباز وظیفه) به او گفته که حق نداری روی میز کارت را پرکنی و باید ایستاده کارت ات را تکمیل کنی.

و ظاهرا همین سرآغاز یک جدل شده و بعد هم دو-سه نفر بر سر مصطفی پسرجوان مقیسه ریختند و کتکش زدند.

در گوشه سمت چپ طبقه همکف در سالن ملاقات، مدتهاست که میزی هست که کارت های آبی رنگ ملاقات را روی آن قرار می دهند.جایی که ما هرهفته یکی از این کارتها را بر می داریم و مشخصات خود و زندانی مان را می نویسیم و سپس آن را به متصدی های البته خوش اخلاق سالن ملاقات می دهیم و بعد آنها ساعت یا ساعت های بعد ما را صدا می کنند تا به برای ملاقات به طبقه دوم برویم.

امروز وقتی به همان میز همیشگی مراجعه کردم، دیدم که کاغذی زیر شیشه اش گذاشته اند: «از پر کردن کارت ملاقات روی میز خودداری کنید.»

بعد از ماجرایی که برای مصطفی مقیسه پیش آمد نزد ماموری که نزدیک میزایستاده بود، رفتم و پرسیدم:«راستی چرا از امروز اجازه نمی دهید که کارت ها را روی میز پر کنیم؟مگر این میز از طلا و جواهر است که نگرانید ساییده شود؟»

مامور که یک سرباز وظیفه بود گفت:«من که کاره ای نیستم، مافوقم این دستور را به من داده... اما اگر شما هم استدلال مافوق من را بشنوید، حق رابه او می دهید که چنین تصمیمی گرفته»

گفتم:«خب، لطفا بگو استدلال آقای مافوق چیست؟»

گفت:« اغلب کسانی که برای ملاقات می آیند و اینجا کارت های شان را پر می کنند، زنان هستند، آنها وقتی خم می شوند تا کارتشان را پر کنند، پشت به جمعیتی که پشت سرشان ایستاده اند، خم می شوند. خب خم شدن شان می تواند برای برخی از مردان که در پشت سر آنها ایستاده اند، خوشایند باشد...»

بقیه حرفهایش را نشنیدم .گفتم:«چی؟!اولا که کسی که امروز به خاطر خم شدن و پرکردن کارتش روی این میز کتک خورد یک مرد بود و نه یک زن!ثانیا عجب مافوقی داری و چه مسائلی از ذهنش می گذرد که هرگزبه مغز ما هم خطور نکرده بود.»

استدلال رو دیدید؟خیلی قوی بود.نه؟!





4 پيامهاى سخنگاه


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.