غم و باز هم ناکارآمدی در امداد رسانی سریع به زلزله زدگان

شنبه 11 اوت 2012


زلزله در آذربایجان شرقی، قلب آدم را می فشارد...غم و غم....و باز کوتاهی و ناکارآمدی مسوولان در امدادرسانی سریع به زلزله زدگان ...و انسان هایی که زیر آن آوارها آخرین تلاش شان را برای زنده ماندن می کنند و ثانیه ها را برای دریافت کمک می شمارند.کمکی برای زنده ماندن.

یاد زلزله بم می افتم که سریع به عنوان خبرنگار روزنامه یاس نو خودم را به آنجا رساندم، چقدر همه چیز تلخ بود و تلخ

حالا شرایط خیلی فرق کرده و متاسفانه نمی توانم خودم را برای تهیه گزارش به آنجا برسانم

دوباره تصاویر زلزله بم از مقابل چشمانم رژه می رود، تصاویری که تبدیل به گزارش شد

من هنوزهم بعداز اين همه روز از خودم مي پرسم:بر زنده مانده هاي زير اوارها چه گذشت؟ چند ساعت و چند روز آن زيرآوارمانده ها تلاش کردند از ميان گلوي بي رمقشان آخرين فريادها را بيرون بدهند ،با اين اميد که شايد کسي دستشان را بگيرد و از زير خاک بيرون بکشد...اما صد افسوس که کسي حتي صدايشان راهم نشنيدچه برسد به اينکه دست یاري به سوي شان دراز کند.

و هنوز همچنان صداي" زهرا" ،زن ايراني که با هزار زحمت خودش را از هلند به بم رسانده بود ،توي مغزم مي پيچد: "وقتي به بم رسيديم حتي کسي نبود که به ما بگويد چکار کنيم..امدادگران خارجي با آن همه توان و امکان هاج و واج مانده بودند که چه کنند..نه نقشه اي از شهر داشتند و نه حتي يک راهنما و مترجم...توان بسياري از انها هدر رفت ،تواني که شايد مي توانست نجات بخش ان زير خاک مانده ها باشد. شايد مي توانستيم خيلي ها را نجات بدهيم...خون خيلي از زير خاک مانده ها بر گردن کساني است که مي توانستند کاري بکنند اما از روي بي برنامگي و بي تدبيري هيچ نکردند."

لینک گزارشم از بم که حدس می زنم سطح ناکارآمدی ها در کمک به قربانیان تفاوت چندانی با آن موقع نکرده

بر "زيرآوارمانده "ها چه گذشت؟






اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.