نامه بهمن در باره زندانیان سیاسی فراموش شده

چهار شنبه 22 اوت 2012


بهمن از زندان رجایی شهر به مناسبت تولدم نامه ای نوشته و در آن سعی کرده به سوالاتی که مدام از او در باره شرایط زندگی در این زندان پرسیده ام، پاسخ دهد

نامه زیبایی است اما پر از درد و رنج.در تک تک واژه ها و سطرهایش می توان رنج را دید، رنج زندانیانی سیاسی را که اغلب فراموش شده اند، رنج زندانیانی سیاسی ای که سالهاست از ملاقات با خانواده محروم هستند، از زندانیانی که سالهاست هر یکشنبه و سه شنبه منتظرند نام شان را برای اعدام بخوانند.

آنجا که از هواخوری و فوتبال بازی کردن زندانیان سیاسی می گوید، خیلی درد آور است و نتوانستم جلو شکسته شدن بغض ام را بگیرم.

بهمن نوشته :«ورود وسایل ورزشی معمولاً اینجا ممنوع است و در موارد خاص و به سختی اجازه ورود داده می‌شود.ورود کفش ورزشی کاملاً غیرقانونی است.بچه‌ها در حالی که دمپایی‌های شان را با کش و نخ به پاهایشان بسته‌اند به توپ پلاستیکی ضربه می‌زنند، برخی هم کفش پوشیده اند، کفش هایی که احتمالا چند سال پیش موقع بازداشت به پا داشته اند و چون ورود هر نوع کفشی به زندان ممنوع است، حالا دیگر کف آن کفش های قدیمی در آمده و بچه ها اغلب با مقوا و موکت برای کفش های خود یک جور کف درست کرده اند.با هر ضربه که به توپ می زنند، بخشی از کفششان که با موکت و مقوایی که به هم چسبیده شده، کنده می‌شود و با توپ می‌رود.با این همه بچه‌ها از روزی دو ساعت هواخوری روزانه لذت می‌برند.»

بهمن از عفوها و آزادی های اخیر هم نوشته :«محمد نظری، بیست و دو ساله بود که بازداشت شد و حالا در سال بیستم زندانش است اما انگار که شصت ساله است. عمر و ابراهیم و خالد از اعضای حزب دمکرات کردستان حالا وارد ماه‌های ابتدایی سال چهاردهم زندانشان شده‌اند، سال‌ها از آخرین ملاقاتشان با خانواده می‌گذرد.از خودم می‌پرسم اگر این حزب دمکرات هنوز هم وجود داشته باشد آیا می‌داند آدم‌هایی هستند که به اسم عضویت در آن حزب سال‌هاست که در زندان اند. گاهی با خودم می‌گویم شاید حتی سیستم قضایی ایران هم در فهرست زندانی‌های خود نامی از آن‌ها نداشته باشد.

چند روز پیش که خبر عفو و کاهش محکومیت تعدادی از زندانیان سیاسی و امنیتی را که روزنامه‌ها با آب و تاب فراوان نوشته بودند، خواندم، نخستین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چه خوب بود نام یکی از این زندانی ها نیز در میان آن‌ها باشد.اما نه، انگار خدا هم آن‌ها را فراموش کرده است.»

متن کامل نامه بهمن را در لینک زیر بخوانید:

نامه بهمن احمدی امویی: نمایی نزدیک از زندگی ۵۴ زندانی سیاسی





1 پيام

  • نوشته های شما و آقای امویی رو که میخونم بیشتر مطمئن میشم که شماها باید در زندان باشید در کشوری که سردمدارانش بویی از خصوصیات زیبای انسانی نبردند. میدونم که میدونید ولی میگم که گفته باشم. این روزا تموم میشه دیر یا زود تموم میشه اون چیزی که باقی میمونه سهمیه که هر کدوم از ماها از این سفره بر میداریم. شماها سهمتون رو با بهترین کیفیت دارید بر میدارید. انسانهایی مثل شما که از پس این وقایع ساخته میشند وصف ناشدنی هستند. به امید روزهای بهتر

    پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.