28 مرداد ،آرزوهای ما به دریا ریخته شد

چهار شنبه 20 اوت 2008


دو روز پیش _بیست و هشتم مرداد ماه- پیامی را از یکی از دوستان مهربانم روی موبایلم دریافت کردم که :"خواهرم خیلی برایم عزیز هستی ،اما نمی توانم روزی را که این همه برایم تلخ است و دولت دکتر مصدق در ایران سرنگون شد ،به عنوان روز تولد تو تبریک بگویم."

خودم هم نسبت به بیست و هشت مرداد ماه احساسی مشابه دارم: هر جشن و تبریک تولدی در آن گم می شود.گرچه که تنها مزیت تقارن روز تولدم با این روز تلخ برای من این است که به راحتی در یاد بسیاری از دوستانم می ماند و اغلبشان در این روز پیامی برایم می فرستند و یا تلفنی می زنند. پیام هایی که حتی لحظه ای نمی تواند تلخی این روز را در ذهنم بکاهد. من هفده سال بعد درست در همان روزی متولد شدم که انگلیسی ها و آمریکایی ها دست در دست هم یگانه دولت دمکرات تاریخ ایران را سرنگون کردند.چه تقارن تلخ و سیاهی .

"این روزها برای دومین بار کتاب دختر ایرانی ،خاطرات ستاره فرمانفرمائیان ،دختر دایی مصدق را می خوانم و به بخشی از کتاب رسیده ام که ستاره از روزهای کودتا در ایران می نویسد .در بخشی از حاطراتش نوشته است :"آمریکایی ها آرزوهای ما را بر باد دادند.آرزوهای ما در باره آینده همچون ماهی های خورده نشده ناوشکن ژنرال باتلر ،به دریا ریخته شده بود.آنها زیرپوشش مبارزه با کمونیسم و اقتصاد آزاد و در واقع برای حمایت از شرکت های نفتی ،پنجه ی پر قدرت شان را برگلوی ملتی کوچک ،که برای آزادی و استقلال می جنگیدند ،فشرده بودند."

28 مرداد همواره برایم روز غم انگیزی است ، در چنین روزی مصدق و یارانش چه کشیدند ،به چه فکر کردند ؟ راستی چقدر مبهوت و سردرگم بودند؟ چه می توانستند بکنند اما نکردند ؟چه می خواستند بکنند اما نتوانستند ؟سوال هایی که هر سال در روز تولدم بارها به مغزم هجوم می آورد.

دکتر مصدق عزیز و دکتر فاطمی شجاع و دیگر یارانش انگار مصداق کامل این شعر شفیعی کدکنی هستند که این روزها در کتاب کافه پیانو ،فرهاد جعفری خواند ه ام :

باید بچشد عذاب تنهایی را / مردی که زعصر خود فراتر باشد"

هر سال در چنین روزی به جز فکر کردن به مصدق و کودتای 28 مرداد البته به گذر عمرم هم فکر می کنم. راستش نمی دانم باید از سی وهشت ساله شدنم خوشحال باشم یا ناراحت. زمانی یک سال چقدر مهم می شود و زمانی دیگر گذر یک دهه چقدر بی اهمیت . زمانی یک سال آنقدر مهم می شود که پدرم هرجور شده شناسنامه دخترش را یکسال بزرگتر می گیرد تا سالی زودتر به مدرسه برود و سالی زودتر دیپلم دبیرستان را بگیرد و سالی زودتر به دانشگاه. برود...و برای خودم آنقدر مهم که باید در سیستم جهشی امتحان بدهم(گذراندن دوسال تحصیلی در یکسال)تا یکسال زودتر دیپلم بگیرم و به زعم خودم سریع تر جلو بروم.راستی این سرعت را برای چه می خواستم؟واقعا یکسال زودتر یا دیرتر دیپلم گرفتن و به دانشگاه رفتن چه اهمیتی داشت؟





7 پيامهاى سخنگاه

  • 28 مرداد ،آرزوهای ما به دریا ریخته شد 21 اوت 2008 20:10, بوسيله ى mina

    شعرش از استاد شفيعی کدکنی است.

    پاسخ به اين پيام

  • 28 مرداد ،آرزوهای ما به دریا ریخته شد 26 اوت 2008 14:24, بوسيله ى bahram

    اميدوارم كه هميشه پر انزژي و در سلامتي و شادابي جلو بري...به اين سايت هن سري بزن http://irnaeeha.blogfa.com/

    در سايت ببينيد : شخصي

    پاسخ به اين پيام

  • 28 مرداد ،آرزوهای ما به دریا ریخته شد 30 اوت 2008 06:59, بوسيله ى محمدحسین

    بانو بنی یعقوب درود تارنمای شما از آن دست تارنماهاییست که به طور اتفاقی واردش شدم ولی چند ساعت در آن ماندگار . واقعا عالیست و حرف ندارد . بیش از همه ، از آن گزارشی که در هرات تهیه کردید خوشم آمد و خدا را شکر آخرش خیلی خوب به پایان رسید . شاد باشید و دیر زیوید با ارج

    پاسخ به اين پيام

  • 28 مرداد روز خدمت آمریکا به ایران بود.شما سواد تاریخی تان افتضاح است خانم بنی یعقوب.شاه با نفت 2 دلار و 7 دلار این مملکت را آباد کرد.اولین کشوری بودیم که زنان حق رای گرفتند و شما برای مصدقی دلتنگید که جز وجاهت خنده آور ملی دنبال چیزی نبود.پول تقلبی چاپ کرد و مجلس ایران را منحل کرد

    پاسخ به اين پيام

  • 28 مرداد ،آرزوهای ما به دریا ریخته شد 22 سپتامبر 2008 07:15, بوسيله ى فواد

    البته همراه با انگلیسی ها و آمریکائیها عوامل داخلی آنها،منجمله آیت الله کاشانی که از پشت به اون مرحوم خنجر زدند و نقش خیانت تاریخی ایشان توسط اشخاصی مثل شما که همیشه سعیتان بر این بوده که با تحریف تاریخ،و کتمان حقیقت وقایع را وارانه جلوه دهند پنهان مونده. البته نباید از اشتباهات سیاسی آن بزرگوار هم غافل بود،ما نباید خودمون و گول بزنیم که آمریکا و انگلیس با یک کودتا(بعضی ها میگویند جنبش مردمی)تونستند یک حکومتی را که از جانب اکثریت قاطع مردم حمایت میشد ساقط کنند.نه خانوم محترم متأسفانه آقای مصدق در اواخر حکومتشان ملت ایران را به سوی رویاروی با جهان پیش بردند و با طرح شعارها عوامگرایانه ایران را رو به سراشیبی سقوط میبردند(از نظر اقتصادی و...).و در آخر سر تنها دوِِّل بیگانه روند سقوطی که محرز شده بود را تسریع کردند.و به قول نویسنده قبلی به خدمت ملت ایران امدند!!!!!. newgenerationofiranianliberalist.blogspot.com

    پاسخ به اين پيام

    • 28 مرداد ،آرزوهای ما به دریا ریخته شد 22 سپتامبر 2008 08:18, بوسيله ى ژیلا

      بله .حتما نقش آیت الله کاشانی را هم در این میان نباید نادیده گرفت.اما من که یک مقاله مستدل تاریخی ننوشتم که همه عوامل موثر در یک کودتا را کالبدشکافی کنم.که نه توانش را دارم و نه دانشش را .من فقط احساسم را در باره روز تولدم و دکتر مصدق نوشتم. همان دکتر مصدقی که حتما اشتباهاتی هم داشته است .نمی دانستم که معنای بیان این احساسات ساده می تواند خیانت تلقی شود.

      پاسخ به اين پيام


اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
  • (براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) كى هستيد؟




بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.
نقل قول غیرتجاری و با ذکر منبع و اطلاع نویسنده، آزاد است.