شماره مقاله: 199

مسیر:
صفحه اول > روزگرد

لینک مستقیم:
http://zhila.eu.com /spip.php?article199



بنا به لیسانس CC، برخی از حقوق برای سایت نوشته‌های ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.

نقل مطلب تنها توسط ذکر نام و لینک به سایت مجاز است.

http://zhila.eu.com

شب های انتخاباتی تهران و یادی از دهه شصت

جمعه15 خرداد 1388


عصر ميدان هغت تير در روز سه شنبه دوازدهم خردادماه مرا از تهران ۱۳۸۸ جدا می کند و برای لحظه هايی به بهار ۱۳۶۰ پرتاب می کند. کودکی ده –يازده ساله را می بينم.دانش آموز کلاس پنجم ابتدايی که با شور و شوق زياد در کنار حلقه های بحث در مقابل دانشگاه تهران چشم به دهان بزرگترهايی دوخته است که از اهداف و آرمان های کوچک و بزرگ خود می گويند. روی پنجه پا می ايستادتا قدش کمی بلندتر شود و بتواند چهره هايی را که واژه های تند و آتشين را فرياد می زنند، ببيند. دلش می خواست وارد بحث شود و سوالهايش را بپرسد .اما کسی جدی اش نمی گرفت. شايد چون کوچکتر از آن بود که توی اين بحث ها راهش بدهند.

چند سال از آن سالها گذشته است؟ چند سال است که چنين صحنه های پر شوری را در تهران نديده بودم؟ چند سال بود که رويای تکرار آن روزها را داشتم. چند بهار از آن موقع می گذشت؟

پس از بيست و هفت-هشت سال ميدان هفت تير تهران صحنه های مشابه آن روزهای دانشگاه تهران را در مقابل ديدگانم گسترانده است. اين بار ديگر يک دانش آموز ده ساله نيستم و می توانم چهره ها را به راحتی ببينيم.چهره پسرجوانی را که می گويد:

"من يک جوان بيکار هستم .چرا دولت فکری به حال اشتغال من نمی کند اما مدام به اندازه مو و آستين پيراهنم گير می دهد؟مگر اين همان دولتی نيست که يکی از مشاورانش چهار سال پيش در دوره تبليغات انتخاباتی در تلويزيون به ما گفت که به اندازه و مدل موی ما کاری ندارد."

ادامه این گزارش را با کلیک کردن روی این تیتر بخوانید

بحث های داغ انتخاباتی ، شب های تهران،باران و دهه شصت