شماره مقاله: 312

مسیر:
صفحه اول > روزگرد

لینک مستقیم:
http://zhila.eu.com /spip.php?article312



بنا به لیسانس CC، برخی از حقوق برای سایت نوشته‌های ژیلا بنی یعقوب محفوظ است.

نقل مطلب تنها توسط ذکر نام و لینک به سایت مجاز است.

http://zhila.eu.com

در باره امضا کنندگان نامه 67 روزنامه نگار تبعیدی

يكشنبه4 مهر 1389


چند روزی است که بحث در باره نامه 67 نفر روزنامه نگار به احمدی نژاد در فضای وب در جریان است .کسانی گفته اند برخی از امضا کنندگان این نامه روزنامه نگار نیستند و برخی گفته اند هستند و کسانی هم پرسیده اند که چرا به جای اینکه به سوالات خوب این افراد و پاسخ های نداده احمدی نژاد فکر کنیم ،روزنامه نگار بودن یا نبودن این افراد را به رخ می کشیم.

من به نقدهای تند و غیراخلاقی و توهین آمیز برخی از منتقدان در این میان کاری ندارم ،اما این درد امروز و دیروز ما روزنامه نگاران نیست .سالهاست که خیلی ها می گویند روزنامه نگارند اما نیستند! شاید خیلی هایشان تقصیری ندارند و قصد ندارند دروغ بگویند .شاید واقعا خودشان هم دچار شبهه شده اند.

چند سال پیش در یک کارگاه حقوق روزنامه نگاری شرکت می کردم آنجا تک تک افراد قرار شد که خود و سابقه خود را معرفی کنند .خانم ها و آقایان یکی یکی شروع کردند به معرفی خود :یکی می گفت چهارده سال است که روزنامه نگار است ،یکی می گفت که شانزده سال است که روزنامه نگار است ،همین جور سالها بالا می رفت .خانمی که کنار من نشسته بود ،پرسید :ژیلا !تو چند سال سابقه روزنامه نگاری داری پاسخ دادم :ای !فکر کنم به زور چهارده سالی بشود.

آن خانم که خودش هم از روزنامه نگاران با سابقه بود گفت که من هم دو سالی از دو بیشتر سابقه روزنامه نگاری دارم اما این خانم ها و آقایان که من اصلا نمی شناسمشان سابقه روزنامه نگاری شان از من و تو بیشتر است.

گفتم :اغلب این دوستان افراد خوب و نازنینی هستند و برخی شان فعال اجتماعی و یا وکیل دادگستری هستند ،بگذار وقتی جلسه تمام شد از آنها سوال می کنیم

بعد از جلسه سراغ دوستانی رفتم که به قول خودشان 15 یا شانزده سال سابقه روزنامه نگاری داشتند ،موضوع را که از آنها پرسیدم ،یکی شان گفت :"من سالهاست روزنامه نگارم .پانزده سال پیش اولین مقاله ام در روزنامه ...چاپ شد و تقریبا سالی -یکی دو مطلب در روزنامه ها نوشته ام .تازگی ها گاهی در یکی دو سایت مقاله های کوتاهی نوشته ام."

بقیه شان هم پاسخ هایی شبیه این دادند .متوجه شدم سابقه روزنامه نگاری خود را این جوری به دست آورده اند که مثلا بیست سال پیش یک مقاله نوشته ،ده سال بعد یکی و همین چند ماه پیش هم یک وبلاگ باز کرده و برای همین فکر می کند که بیست سال است که روزنامه نگار است.

به آنها گفتم شما وکلای خیلی خوبی هستید و معیشت تان هم از همان طریق می گذرد ،معقول تر بود که خودتان را وکیل معرفی می کردید نه روزنامه نگار.

در همه سالها زیاد با این پدیده برخورد کرده ام .ظاهرا خیلی ها نمی دانند روزنامه نگاری یعنی اینکه حرفه اصلی ات روزنامه نگاری باشد و معیشت ات هم از همین طریق بگذرد یا سالها از این طریق گذشته باشد .حالا اگر هم با تعطیلی اجباری روزنامه ها چند صباحی بیکار شده باشی، روزنامه نگار بیکار هستی.

روزنامه نگار بودن را دوست دارم اما چندان چیز عجیب و غریب و شاهکاری هم نیست که خیلی ها دوست دارند روزنامه نگار شناخته شوند .

با این موضوع سالهاست که روبرو هستیم .مثلا وقتی چند نفر ار نمایندگان مجلس ششم عضو هیدت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران شدند ،کسانی بارها اعتراض کردند که مگر اینها روزنامه نگارند ؟الان نیستند و قبلا هم نبودند .قبلا مدیراجرایی بودند و حالا نماینده مجلس.

و پاسخ می شنیدیم اما گاهی در یک روزنامه مقاله می نویسند.

و باز همان بحث تکراری که طبق تعریف سازمان های بین اللمللی و داخلی روزنامه نگار کسی است که حرفه اش این باشد و از آن راه نان بخورد .تشخیص اش خیلی سخت نیست!

ماجرا به همین جا ختم نمی شود حتی کسانی جایزه های روزنامه نگاری از مجامع بین المللی دریافت کرده اند که البته اغلب هم انسانهای خوب و ارزشمندی هستند اما خب روزنامه نگار نیستند .درست مثل این است که بیایید و به یک روزنامه نگار خوب به عنوان پزشک سال جایزه بدهیم .بگذریم!

راستش سوالهایی که در نامه 67 نفر هست سوال های خوبی هست ،اما این باعث نمی شود که بگویم به عنوان کسی که سالهاست در ایران مشغول حرفه روزنامه نگاری است برخی از این افراد را می شناسم و می دانم انسانهای خوب و شریفی هستند اما روزنامه نگار نیستند .مثل آن وکلای دادگستری که داستان شان را گفتم و تاکید کردم انسانهای خوبی هستند اما روزنامه نگار نیستند ،لازم هم نیست همه روزنامه نگار باشند . تقریبا نیمی از امضا کنندگان را هم نمی شناسم و متاسفانه تا به حال مطلبی ار آنها نخوانده ام .دیدم آقای فرهمند (خبرنگار بی بی سی )هم در مطلبی نوشته که اسامی تعدادی از امضا کنندگان راسرچ کرده و اسم شان به جز در این نامه هیچ کجای دیگه نبوده !اما هرچه هست قول آن وبلاگ نویس را هم قبول ندارم که برخی از امضا کنندگان این نامه شیاد هستند ،من فکر می کنم تعریف روزنامه نگاری را نمی دانند و یا شاید هم دلایلی برای روزنامه نگار نامیدن خود دارند که من از آن بی خبرم .روش کلی ام در زندگی این است که وارد نیت سنجی و نیت شناسی نشوم.

کاش کسانی که برای این نامه امضا جمع می کردند اصراری نداشتند تعداد امضاها را بالاببرند .چه اشکالی داشت آن را با امضای سی نفر منتشر می کردید که واقعا به عنوان روزنامه نگار در جامعه ایران شناخته شده اند.فکر می کنم با کمی دقت می توان آسیب های کمتری به جامعه روزنامه نگاری وارد کرد.